جاهای دیدنی روستای دشه
موضوع مقاله :تاثیر کمربندی بر شهر شاهو
نام و نام خانواده گی :
چکیده ....................................................1
مقدمه ....................................................2
بیان مساله ................................................3
پیشینه تحقیق ................................................3
فرضیات ......................................................4
نتیجه گیری..................................................5
چکیده
شهر شاهو در 35 کیلو متری غرب روانسراست که قبلاجاده روانسر پاوه از وسط شهر عبور می کرد به دلایل دیگر این جاده به کمر بندی تغیر یافت که از طرف شمال شهر شاهو به طرف شهرپاوه و در سال 1390 افتتاح شد تاثیرات بر شهر شاهو گذاشت و می گزارد که این تاثیرات هم مثبت و هم منفی است
مقدمه
شهر شاهو از دو روستای قشلاق و منصور آقای به وجود آمده است شهر شاهو واقع در غرب استان کرمانشاه است از توابع شهرستان روانسر است 35کیلومتری غرب روانسر 20 کیلو متری شرق پاوه است شهر شاهو به هم پیوستن دو روستای و جمعت ۳۷۵۰ هزار نفر جمعیت و مذهب انها اسلاماست مردم شهر بیشتر به کشاورزی و باغداری مشغولند البته جوانان شهر کمتر به کشاورزی می پردازند چو ن این شهر در نزدیکی سلسله کو های شاهو واقع شده است و بنام شهر شاهو نام گذاری شد تاثیرات کمر بندی ۱ باعث ترافیک روان در خیابان اصلی رخ می دهد ۲ تصادف کمتری در در خیابان شهر شاهو ۳باعث امنیت عابران پیاده بحصوص دانش اموزان شده است ۴ باعث کاهش تصادف ماشینها با دامهای شهر شده ۵ باعث کاهش آلودگی صوتی که توسطوسایل نقلی ۶ این کمر بندی شهر را به صورت فراموش شده درآورده و گردشگران کمتر وارد شهر می شوند ۸عدم اقتصاد شهر برای سوپر مارکت ها و کاهش درامد
برچسپ ها :شهر شاهو ،کمربندی،
بیان مساله
شهر شاهو در 35 کیلو متری غرب روانسراست که قبلاجاده روانسر پاوه از وسط شهر عبور می کرد به دلایل دیگر این جاده به کمر بندی تغیر یافت که از طرف شمال شهر شاهو به طرف شهرپاوه و در سال 1390 افتتاح شد تاثیرات بر شهر شاهو گذاشت و می گزارد که این تاثیرات هم مثبت و هم منفی است
شهر شاهو از دو روستای قشلاق و منصور آقای به وجود آمده است شهر شاهو واقع در غرب استان کرمانشاه است از توابع شهرستان روانسر است 35کیلومتری غرب روانسر 20 کیلو متری شرق پاوه است شهر شاهو به هم پیوستن دو روستای و جمعت بیش از دو هزار نفر جمعیت و مذهب انها اسلام است مردم شهر بیشتر به کشاورزی و باغداری مشغولند البته جوانان شهر کمتر به کشاورزی می پردازند چو ن این شهر در نزدیکی سلسله کو های شاهو واقع شده است و بنام شهر شاهو نام گذاری شد این شهر به علت وجود راه ارتباطی مسیر به پاوه و اورامانات و منطقه گردشگری نیاز به رفاه مسافران و اقامت آنها در این شهر کمتر وارد میشوند به علت عدم وجود رستوران و مسافر خانه و کمتر کردن ترافیک شهر شاهو و رفاه شهروندان و کمتر به بافت شهر تغییر می کردو تابلوی خوش امد گوی در این شهر و چند سال پیش وجود دارداکثر تصادفات در این مسیر جاده بوده است
پیشینه تحقیق
فر ضیات
کمربندی شهر شاهو چه تاثیراتی بر شهر گذاشته است.
این کمر بندی تاثیر ات مثبت گذاشته است
چرا این کمربندی به وجود امده است
نتیجه گیری
فلسفه ایجاد کمربندی درهرشهر و استان جلوگیریاز ترافیک ،تسهیل عبور خود روها ،امنیت بیشتر شهر ها است.کمربندی،با مشکلات زیادی در این زمینه روبرو هستند.و برای مسافران نیزخو شایند نیست،بیان دیگر کمر بندی به همان اندازه که می تواند برای رونق گردشگر ییک شهر فرصتی تلقی شود به همان اندازه نیز می تواند شکلی نا مطلوب به خود گیرد نکته مهم و ظریف شناخت و چگونهگی فرصت است .به طور مثال می توان بادادن اطلاعات لازم ،مسافران را برای توقف و بازدید شهر ها ترغیب کرد.
یکی از شیوه های معمول و مرسوم تبلیغات گردشگری توزیع سی د ییا برو شور است که این جایگاه خود موثر،اما ناکافی یاست .حتی در برخی موارد ،راهنمایان ، وآشنایی و اطلاعات چندانی ندارند .شیوه هاییکه بر اساس یک بر نامه ریزی مناسب و بهره گیری از نظر کارشناسان صورت گیرد .ایجاد تسهیلات و تمام ایده ها را برای جذب و ورود مسافران و کنیم و اقامت کو تاه مدت یا بلند بلند مدت ،رستوران های مناسب ،امکانات رفاهی در مکان گردشگری راهنما و....مهیاست ؟و وجود تو پو گرافی شهر شاهو در زمستان مو قع یخ زدگی جاده و موجب می شود مسافران از کمر بندی استفاده کنند
و طبیعت بکر شاهو و اکولوژی شهروکوه شاهو غرب کشور ایران و و شهر پاوه اورامانات وقوع چند تصادف در این کمر بندی وموجب مرگ هم شهریان و پیچ های تند کمربندی و رعایت نکردن رانندگان باعث تصادفات بوده است و عدم ترافیک شهر شاهو ومصافت کمی کو تاه تر می شود و این کمربندی باعث شده که بافت شهر کمتر آسیب بیند و جاده داخل شهر یک طرفه شده و جان همشهری ها کمتر به خطر می افتد . انسان موجودی است تغیر پذیز و فکر و اندیشه خود و کارشناسان و بر نامه ریزان و معماران و مهندسین با فکر و خلاقیت خود می توانند راه کار مناسب برای مشکل اراءه دهند و نیاز هر کار به تحقیق می باشد وبه نام خدا
گر دشگری صنعتی است همراه با سنتها <دیدن منطقه و ارزش و اهمیت زیادی دارد باید توجه داشت داشت محیط اکولوژی و کشاورزی در منطقه موجب جذب توریسم می شود خود به خود موجب اشتغال و پی بردن به صنایع دستی و صادرات آن به تمام نقاط و دادن امکانات لازم به این منطقه و حفظ کردن فرهنگ خود . این منطقه به علت مهمان نوازی موجب می شود که توسعه امنیت ان مهمترین عامل جذب توریسم است و چند سالی است در این مناطق موزه های دایر شده که خودش جای امید است که چگونه فرهنگ و سنتهای خود را خفظ کنیم
مهاجرت هرم سنی و بیشتر جوانان مهاجرت به شهر ها وشغل های آزاد و شر کتی *
در این منطقه مردم کمتر در روستاها زندگی می کنند و میل به شهر نشینی بیشتر شده است و هر جا که جمعیت کمتر باشد امتیازات به آن مننطقه (روستا )کمتر می شود و موجب عدم توسعه می شود اما کمتر صنعت قدیم استفاده می کنند
بافت باغهای روستایی به صورت سنتی و وجود دیوار که از سنگ بدون ملات و و داشتن کلبه های در باغ برای خود وبافت معماری و کوچه های باریک و شیب زیاد وکمبود آب و خشک سالی های پیا پی و اهمیت دادن به کشاورزی و توسعه منطقه و پاره پاره کردن زمین ها از جمله ارث و آتش سوزی در فصل بهار موجب تخریب محیط زیست و جنگل وعدم وجود خاک مناسب و وجود کوهه ا و تپه ماهور ها کمتر استفاده می شود به عنوان مراتع برای دام و استفاده هوای پاک ایجاد راهای عبور از کوهستانها و ارتباط با سایر شهر ها و روستا ها و اهمیت دادن منطقه توان محیطی ایجاد طرح هادی روستای و جامع شهری و خدمات و امکانت مناسب روستایی و اهمیت به مراسم و جامعه و اجتماع منطقه خود به خود به ارزش می رسد و نقش زنان در روستا و مدیریت خانه از نظر کار در خانه و کمک به دامداری و کشاورزی همرا مردان و دهکه جهانی و اثر آن در تمام دنیا و عصر فن آوری و تکنولوژی و رفتن به سمت فرهنگ غربی اروپای و نفوذ آن در منطقه و به نظر می رسد
فهرست ..........................................................1
چکیده ........................................................1-7
مقدمه ......................................................7-18
پیشینه تحقیق..............................................
فر ضیات و اهداف.......................................18-23
نتیجه گیری ............................................23-24
منابع .....................................................25
سال پاییز 92
عوامل موثر سنتهای محلی اورامانات...
چکیده
اینجا اورامان است سرزمین ایرانیان اصیل، مهمان نواز و مهربان. مردمی که بکر می زیند و عشیره ای. کوچ هنوز به سبک طبیعت، در میان این مردم معنای خود را حفظ کرده؛ از پای کوه به دامنه و ارتفاعات بلندتر و بالعکس.
خداوند، نعمتهای خود را به تمامی بر مردم این دیار بخشیده است.«طبیعت مادر زندگی است» و دامداری اورامانیها در همین جا ریشه دارد، در طبیعت زنان هم چون مردان و دوشادوش ایشان سر حال و فعالند. طبیعت مرد و زن نمی شناسد.
هوای معتدل کوهستانی در این دیار چه غوغا و شور و شعفی به پا می کند و چشمه های فراوان، زایش هر لحظه را، گونه ای به تصویر ذهن می کشاند که هر چه از دیدن آن حظ ببری و پر شوی هنوز احساس خلاً می کنی و عطش برای سیراب شدن از سرابهای آن داری. درخت های پهن برگ بلوط و پسته وحشی نیز، یکی از گونه های بسیار زیبای طبیعت را بر لوح این سرزمین حک کرده است.
گونه های جانوری متعدد و بسیاری مشاهده می شود و زیباتر، سنجاب ایرانی است که در سکوت متین جنگل، با شیطنت هایش، شور کودکی را یادآور می شود. گل های نیلوفر کبود در کنار سراب ها مخیله بیننده را تا جنون زیبا دوستی پیش می برد. گیاهان دارویی این منطقه چنان گستردگی دارد که انگار طب اورامان نیازی به داروهای شیمیایی ساخت انسان ندارد..
■ وجه تسمیه هورامان، هه ورامان، اورامان (Hawraman-Hewraman)
◄هه ورامان یا اورامان از دو بخش «اهورا» و «مان» به معنی خانه، جایگاه و سرزمین تشکیل شده است. پس اورامان یعنی سرزمین اهورایی و جایگاه اهورا مزدا. «هور» همچنین در اوستا به معنی خورشید است و هورامان را می توان جایگاه خورشید هم معنی کرد.
اصل آن از کلمه هورامان به معنی برافراشته و بلند می باشد. Awraman ◄
منطقه هورامان ناحيه اي کوهستاني واقع در استان هاي کرمانشاه و کردستان مي باشد و از شمال به مريوان ، از جنوب به شهرستان جوانرود ، از غرب به کشور عراق و از شرق به ارتفاعات شاهو مرتبط است.منطقه ی اورامانات(هورامانات) منطقه ای بسیار زیبا استبه همین دلیل است که مورخان و گردشگران از سراسر دنیا به این منطقه رو می آورند.
هورامان مهد اشخاص بزرگی بوده که موثر در دین و دانش بوده اند .مردمانی که در اورامان زندگی می کنند مردمانی انعطاف پذیر،نجیب،باادب،پر آزرم،خوش رو و مهمان نواز هستند،در حضور کسانی که احترامشان واجب و لازم است،زانوان را به زمین می زنندوموقر و متین و ملایم می نشینند.آیین سخن گفتن آن ها بسیار دلنشین ،ملایم،مهرآمیز و مردمی است. در وقت پذیرایی به کسی که به دیدارشان آمده،با گشاده رویی و لبخندی نوازشگر می گویند:« خوش آمدید ، صفا آوردید...».f
هه ورامان-هه و + رام + ان
هه و: بلندی ، رام: نیرو بخش؛ آرامش بخش
بلندیهای نیرو بخش: به راستی هورامان در زمانهای گذشته به عنوان یک مامن و پناهگاه و محل نابودی دشمنان بوده است.
◄هه ورامان در اصل و به زبان اوستایی به صورت «ئورومون» بوده که در اثر گذر تاریخ و تغییر
به صورت هورامان امروزی درآمده است. این کلمه همچنین در دیوان صیدی «صه یدی» شاعر بزرگ هورامان به صورت «ئورومون» آمده است.
ئه ز ئوروماز نظر جغرافیایی و در اصطلاح و جغرافیای قدیمی منطقه اورامان به سه قسمت :
اورامان تخت
- اورامان لهون
- هورامان ژاورود
تقسیم گردیده است ولی شاید درست آن سه منطقه است و منطقه ژاورود را نیز باید جزء لاینفک اورامان بدانیم در ذیل به بررسی ویژگیهای جغرافیایی هرکدام خواهیم پرداخت هورامی جزو زبان های هند و اروپایی و یکی از شاخه های اصلی فارسی باستان است. فرهنگ قوم کرد که هورامی ها در طول تاریخ در جوار آنها بوده و به واسطه نزدیکی از سرزمینشان با آنها ممزوج شده اند مجموعه ای به هم پیچیده و ناشناخته از دل تمدن باستانی و شگفت انگیز بین النهرین در دو سوی جلگه های سرسبز و کوه های سر به فلک کشیده زاگرس می باشد. این تمدن کهن تاکنون به صورت شفاهی سینه به سینه و گوشه هایی اندک به صورت نوشتار از دل دوران های گذشته به صورتی پویا و زایا ره به در برده و تا حد امکان به دور از گزند عوامل خارجی باقی مانده است که باید بسان میراثی گرانبها نگه داشته و در حفظ و حراست از آن کوشید و نگذاشت که عده ای به نام فرهنگ ودفاع از آن این هویت دیرین را لکه دار کرده و در زیر نام اتحاد زبان ها آن را در خود ذوب نمایند. فرهنگ و تمدن این کهن دیار به عنوان بخشی از تمدن بزرگ ایران باستان با زیرساخت هایی محکم و استوار از موسیقی و عرفان گرفته تا ادبیات نوشته و نانوشته اش و آداب ورسوم مبتنی بر خرد جمعی و نبوغی سازگار با طبیت اهورایی اش شایسته است که بیشتر از این مورد واکاوی و جستجوی فرهنگ دوستان قرار گرفته و یکی از دغدغه های خاطر هر هورامی زبانی باشد. متاسفانه تاکنون به صورت علمی و آکادمیک در این زمینه کار نشده که امید است بیشتر کار شود. هورامی جزو زبان های هند و اروپایی و یکی از شاخه های اصلی فارسی باستان است. فرهنگ قوم کرد که هورامی ها در طول تاریخ در جوار آنها بوده و به واسطه نزدیکی از سرزمینشان با آنها ممزوج شده اند مجموعه ای به هم پیچیده و ناشناخته از دل تمدن باستانی و شگفت انگیز بین النهرین در دو سوی جلگه های سرسبز و کوه های سر به فلک کشیده زاگرس می باشد. این تمدن کهن تاکنون به صورت شفاهی سینه به سینه و گوشه هایی اندک به صورت نوشتار از دل دوران های گذشته به صورتی پویا و زایا ره به در برده و تا حد امکان به دور از گزند عوامل خارجی باقی مانده است که باید بسان میراثی گرانبها نگه داشته و در حفظ و حراست از آن کوشید و نگذاشت که عده ای به نام فرهنگ ودفاع از آن این هویت دیرین را لکه دار کرده و در زیر نام اتحاد زبان ها آن را در خود ذوب نمایند. فرهنگ و تمدن این کهن دیار به عنوان بخشی از تمدن بزرگ ایران باستان با زیرساخت هایی محکم و استوار از موسیقی و عرفان گرفته تا ادبیات نوشته و نانوشته اش و آداب ورسوم مبتنی بر خرد جمعی و نبوغی سازگار با طبیت اهورایی اش شایسته است که بیشتر از این مورد واکاوی و جستجوی فرهنگ دوستان قرار گرفته و یکی از دغدغه های خاطر هر هورامی زبانی باشد. متاسفانه تاکنون به صورت علمی و آکادمیک در این زمینه کار نشده که امید است بیشتر کار شود. هورامی جزو زبان های هند و اروپایی و یکی از شاخه های اصلی فارسی باستان است. فرهنگ قوم کرد که هورامی ها در طول تاریخ در جوار آنها بوده و به واسطه نزدیکی از سرزمینشان با آنها ممزوج شده اند مجموعه ای به هم پیچیده و ناشناخته از دل تمدن باستانی و شگفت انگیز بین النهرین در دو سوی جلگه های سرسبز و کوه های سر به فلک کشیده زاگرس می باشد. این تمدن کهن تاکنون به صورت شفاهی سینه به سینه و گوشه هایی اندک به صورت نوشتار از دل دوران های گذشته به صورتی پویا و زایا ره به در برده و تا حد امکان به دور از گزند عوامل خارجی باقی مانده است که باید بسان میراثی گرانبها نگه داشته و در حفظ و حراست از آن کوشید و نگذاشت که عده ای به نام فرهنگ ودفاع از آن این هویت دیرین را لکه دار کرده و در زیر نام اتحاد زبان ها آن را در خود ذوب نمایند. فرهنگ و تمدن این کهن دیار به عنوان بخشی از تمدن بزرگ ایران باستان با زیرساخت هایی محکم و استوار از موسیقی و عرفان گرفته تا ادبیات نوشته و نانوشته اش و آداب ورسوم مبتنی بر خرد جمعی و نبوغی سازگار با طبیت اهورایی اش شایسته است که بیشتر از این مورد واکاوی و جستجوی فرهنگ دوستان قرار گرفته و یکی از دغدغه های خاطر هر هورامی زبانی باشد. متاسفانه تاکنون به صورت علمی و آکادمیک در این زمینه کار نشده که امید است بیشتر کار شود. هورامی جزو زبان های هند و اروپایی و یکی از شاخه های اصلی فارسی باستان است. فرهنگ قوم کرد که هورامی ها در طول تاریخ در جوار آنها بوده و به واسطه نزدیکی از سرزمینشان با آنها ممزوج شده اند مجموعه ای به هم پیچیده و ناشناخته از دل تمدن باستانی و شگفت انگیز بین النهرین در دو سوی جلگه های سرسبز و کوه های سر به فلک کشیده زاگرس می باشد. این تمدن کهن تاکنون به صورت شفاهی سینه به سینه و گوشه هایی اندک به صورت نوشتار از دل دوران های گذشته به صورتی پویا و زایا ره به در برده و تا حد امکان به دور از گزند عوامل خارجی باقی مانده است که باید بسان میراثی گرانبها نگه داشته و در حفظ و حراست از آن کوشید و نگذاشت که عده ای به نام فرهنگ ودفاع از آن این هویت دیرین را لکه دار کرده و در زیر نام اتحاد زبان ها آن را در خود ذوب نمایند. فرهنگ و تمدن این کهن دیار به عنوان بخشی از تمدن بزرگ ایران باستان با زیرساخت هایی محکم و استوار از موسیقی و عرفان گرفته تا ادبیات نوشته و نانوشته اش و آداب ورسوم مبتنی بر خرد جمعی و نبوغی سازگار با طبیت اهورایی اش شایسته است که بیشتر از این مورد واکاوی و جستجوی فرهنگ دوستان قرار گرفته و یکی از دغدغه های خاطر هر هورامی زبانی باشد. متاسفانه تاکنون به صورت علمی و آکادمیک در این زمینه کار نشده که امید است بیشتر کار شود. .
ون مه کانم بی، وه لاتم
و اینکه صیدی کاملاً به زبان هورامی کهن«اوستایی» آشنایی داشته است و نصفی از دیوان اشعارش بر پایه این لهجه کهن نوشته شده است.(بدون فرضیه دو نفر بودن صیدی، یکی کهن ودیگری در دو قرن اخیر).
در زبان اوستایی داریم، ئورو←سرزمین، مون←پیروز. ئورومون«هه ورامان»←سرزمین پیروز
◄مردم منطقه معتقدند هورامان تخت زمانی شهری بزرگ بوده و مرکزیتی خاص داشته به همین دلیل از آن به عنوان تخت یا مرکز(حکومت) هورامان یاد می کرده اند
◄ اورامان مرکب از دو کلمه «اهورا یا هورا» و «مان» است که اولی نام خدایی در ایران باستان و دومی پسوند مکان و ماًوا است.
اورامان جای است مردمان ان با پوشش خو د قبل از اسلام دین آنها زردشت بوده که اساس خود را رفتار نیک کردار
نیک و پندار نیک می دانستند همان هورامی ها (اورامی )زنان با حجاب خود که عبا(کوا ).لچک .جلسقه .(سخمه )جلسقه آستین دار(سلته)شنل(چتفه ) کلا0 (فیس) لباسهای دو نوع لباس وزیر لباسی استفاده می کردند و اهمیت زیادی به پوشش خود داشتند همچنان مردان چوخه رانک وشال فر نجی .عمامه این منطقه باداشتن سنن خود توانستند نمای خانه های خود را که از دل طبیعت درست میکردنند یعنی چوب سنگ کاه گل و نظم زیبای به منازل خود می کردند و سایل خود از جمله شانه و قاشق عسی ودوک تبر و اره در این منطقه خودشان د رست می کردنند اورامانات روانسر یکی از در وازه های شهرها و روستا ها می باشد مردمان زحمت کش که تلاش بسیاری برای زندگی کرده اند تا گذری به این مناطق نداشته باشی هر گز نمی فهمی پاوه همیشه همرا ه اورامانات می آید روستاهای پاوه0 خانقا. گلال. نوریاب. دشه کومدره نجار ........
جاهای دیدنی غار قوریقلعه غار حسین جنگلهای هورامانات یا اکولوژی شهر پاوه همه زیبا و طبیعت بکری دارند از جمله هانی برالو ....و چشمه هانی کوان (روستای دشه ) دالانی سیروان روستای هجیج وداریان نجار و سلطان اسحاق .وروستای ورا و داریان صد که در ورا وداریان بسته می شود مرخیل همه زیبا و ارامش روحی برای فرد را به وجود می اورد و سبب می شود اورامی بهتر شناخته شود
مقدمه
هورامان از مشرق با سنندج ، از مغرب با شاره زور ، از جنوب با جوانرود و كرمانشاه و از شمال با مريوان هم مرز مي باشد . هورامان را نمي توان با مرز كاملاً مشخصي مرزبندي كرد . زيرا بسيار وسيع تر از اين محدوده جغرافيايي اخير بوده است اينك به اختصار مرز جغرافيايي فعلي را مورد بحث و بررسي قرار مي دهيم
هورامان تخت :
كوه شاهو از طرف جنوب به دهستان سيروان ( منطقه رزاو و سروآباد ) منتهي و امتداد آن سلسله جبال كوه( تخت ) بوده و جهت آن از شمال باختر به جنوب خاور و خط الرئس آن از خاور روستاي ( دركي ) مي گذرد كه اين سلسله جبال مرز بين ( هورامان كردستان ايران ) و( هورامان كردستان عراق ) را مشخص مي كند . قله ( تخت ) « دالاني » كه در ميان شهر هورامان و روستاي ( هانه گرمله ) واقع گرديده 2985 متر ارتفاع دارد .
رشته دوم موازي با رشته اول ميان دره رودخانه( سيروان ) و دره رودخانه ( رزاو ) كه به ( هشدول ) و ( كوسالان ) معروف مي باشد واقع شده . هشدول كه در باختر ( رزاب ) مي باشد 1489 متر ارتفاع دارد . در دنباله ارتفاعات جنوب مريوان تا محل ( دوآب ) مرتفع ترين قلل اين رشته كوه ، در خاور روستاي ( المانه ) به نام ( پيازدول ) 2942 متر و ( كوره ميانه ) در شمال روستاي ( گوشخاني ) 2955 متر ارتفاع دارد . عمق رودخانه ها نسبت به قلل اطراف ، زياد بوده و داراي شيب تند هستند . براي مثال عمق محل تلاقي رودخانه ( ره زاو ) با رودخانه سيروان ( تا قله كوه ) 1005 مترمي باشد . رودخانه ( گردلان ) كه از منطقه سرشيو مريوان و كوه ( قله برد ) سرچشمه مي گيرد و رودخانه ديگري كه از درياچه زريبار و كوه ( ميراجي ) سرچشمه مي گيرد كه به رودخانه مريوان معروف است . در نزديكي روستاي ( قه لاجي ) به هم مي رسند ، اين رودخانه نيز با رودخانه اي كه از( كلاترزان ) سرچشمه مي گيرد در محلي به نام ( دوالان ) به هم مي رسند و پس از عبور از تنگه اي به همين نام دوالان و با طي مسيري حدود 3000 متر ، از جلوي روستاهاي ( سلين ) و ( بلبر ) عبور كرده و بين آبادي ( نوين ) و ( اسپريز ) با رودخانه سيروان كه از منطقه ( ژاورود ) و پالنگان سرچشمه مي گيرد و به هم مي رسند و وارد هورامان لهون شده و سپس به سد « دربندي خان » ( ده ربه نديخان ) و دشت شارزور در کردستان عراق مي ريزد .
■ زبان هورامی
مردم منطقه ی هورامان به زبان اورامی«هورامی» صحبت می کنند.
نکاتی چند در مورد زبان هورامی
◄ اورامی یا اورامانی (به کردی هه ورامی) یکی از گویشهای زبان کردی در جنوب کردستان و یکی از زبانهای ایرانی شاخه شمال غربی است. در قسمت هایی از کردستان ایران و عراق که اصطلاحاً (هورامان) نامیده می شود با آن سخن می گویند.اورامی شباهت زیادی از لحاظ دستور زبان و واژگان با زبان اوستایی دارد و حداقل حدود 30 درصد واژگان آن دو با هم مشترک است.یکی از ویژگی های این زبان وجود مذکر و مونث در آن است. دکتر محمد معین در مقدمه فرهنگ شش جلدی خود در باره زبان فارسی می گوید:برای آشنایی بیشتر با زبان پهلوی باستان زبان اورامی یک منبع مهم است، پهلوی با وزنی مخصوص و همانند گورانی خوانده می شود و گاهی آن را پهلوی و برخی اوقات آن را اورامه، اورامن و اورامنانیان می گفته اند.
◄ هورامی دارای زبان کامل می باشد البته با توجه به اینکه کردی سورانی زبان موحد و زبان نوشتاری کردستان می باشد به خاطر حفظ آن تمام گویش های دیگر کردی را لهجه نامیده اند. کتاب مهم و مرجع لغت نامه دهخدا که نوشته هایش را سند می دانیم می نویسد: زبان هورامی (گورانی) یک زبان مستقل می باشد که دارای لهجه های مختلف ودر کردستان جنوبی رایج است و ساکنین در طول حیات تاریخی خود بدان تکلم نموده اند، و دارای قواعد دستوری و غنای کامل در کلمات و اصوات می باشد و با وجود تغییرات و دوران تاریخی از کیفیت و لطافت روانی آن کاسته نشده است. مانند زبان سورانی اعرابش با حروف و چون زبان عربی دارای قواعد و چارچوب محکم می باشد ودر فراوانی و کوتاهی جملات در نهایت یک زبان پربار و قاعده پذیر می باشد. در رعایت مذکر و مونث، مجازی و حقیقی، سماعی و قیاسی، اسماء اشارات، معرفه و نکره وغیره اگر از عربی برتر نباشد کمتر هم نیست.
◄ شمس قیس رازی در در کتاب المعجم فی معاییر اشعار العجم که آن را در ابتدای قرن هشتم هجری نوشته است می گوید: خوشترین اوزان، فهلویات است که آهنگ آن را اورمنان خوانند و لحن آن را اورامن یا اورمنان که نمودار آهنگ مردم هورامان کردستان است که به گویش هورامی سخن می گویند.
این موضوع را ماموستا هه ژار(شاعر معروف کرد) به این صورت که، شیرینترین زبان برای شعر، هورامی است، بیان کرده است.
◄این گویش از کهنترین گویشهای آریایی است و در زمان بابان و اردلانیان(دو طایفه بزرگ کرد) زبان رسمی حکومت بوده است.
◄ امروزه قزلباش های ترکیه، کاکه ای های عراق،مردم هورامان ایران و ساکنان نواحی مرکزی زاگرس تا جنوب شاهراه خانقین –کرمانشاه بدین زبان تکلم می کنند.
◄لهجه ی هورامی در زبان کردی «ماچو»، در ترکی«زازا» و در فارسی «گورانی» خوانده می شود.
معماری هورامان◄
معماری هورامان و سرسبزی این منطقه کوهستانی رویای پله هایی به سمت بهشت را متصور می کند. خانه های این روستا با سنگ و اغلب به صورت خوشکه، دست چین و به صورت پلکانی ساخته شده است . مردم منطقه به وسیله متخصصان خود کار معماری و بنایی را انجام داده که برای غیره هورامی در نهایت شگفتی است. خانه ها شیب بسیار تندی دارند و پشت بام منزل پایینی به منزله حیاط خانه بالا است به خاطر همین ویژگی های ناب و شگفت هورامان را شهر ( هزار ماسوله) گویند.
موسیقی، شعر و ترانه های هورامانی◄
هورامان سرزمین ترانه های معطوف به طبیعت، سرزمین شاعران طبیعت دوست، سرزمین ادبیات شفاهی و نانوشته و سرزمین عرفان دوستان بوده است.
در هورامان قدیم غیر از دف و نوعی نی که به آن لولی یا شمشال می گویند از آلات دیگری استفاده نشده است و این وسایل هم عموماً در مراسم مذهبی کاربرد داشته اند. موسیقی هورامی همچون دیگر جلوه های فرهنگ و هنر هورامان از تاثیر موسیقی فرهنگ های دیگر برکنار مانده و همچنان اصالت خویش را حفظ نموده است. بیشتر ترانه های هورامی به صورت تبادل دو گروه خواننده و گروه –همراه با کف زدن – خوانده می شود.
ترانه ها در اصطلاح محلی به گورانی معروف هستند.این ترانه ها بسیار متعدد و متنوع بوده و عمدتاً موسیقی به همراه نداشته و فقط با صوت و آهنگ خوانده می شود.مضمون بخشی از این ترانه ها عرفان است که به آنها گورانی «شیخانه» می گویند.
زن، طبیعت، مراد و همچنین عزیزان ازدست رفته ویا دور از وطن منشاء بسیاری از ترانه ها و آوازهای فولکلوریک در هورامان می باشد.
موسیقی هورامان را می توان به دو گروه "چه پله" و "گوشی" تقسیم کرد.
◄چه پله←آهنگ هایی را شامل می شود که ریتم مشخصی دارند و همراه با کف زدن اجرا می شود.
◄گوشی←این نوع ملودی های آواز مانندی را در بر میگیرد که ریتم منظم ندارند و اغلب به صورت آزاد اجرا می شوند و خوانندگان به هنگام اجرای آن یک یا دو دست خود را روی گوش می گذارند تا تمرکز بیشتری بیابند.از جمله این نوع موسیقی می توان به سیا چمانه، شیخانه، مناجات و حالیات اشاره کرد.
از شاعران مشهور هورامان در گذشته می توان به " صیدی " مشهور به " صه یدی هورامی " و در دوره معاصر به " میرزایی" مشهور به " میرزای هورامی " اشاره کرد.
خود کفایی هورامی■
هورامي از دير زمان كه براي ادامه زندگي به خود كفايي كامل رسيده و به خارج از منطقه خود احتياج نداشته از نظر فكر و هوش و به خدمت گرفتن ابزار پيشرفت زيادي داشته است .
در گذشته لباس خود را از پشم ، پنبه محصول خود درست مي كرده و يا ابزاري كه خود آن رامي ساخت مايحتاج خود را تهيه نموده و در نهايت بي نيازي ، زندگي را ادامه داده است ماشين هاي كوچك و خانگي براي ريسندگي و بافندگي اختراع نموده كه هم اكنون نيز از آنها استفاده مي شود . تهيه فرش و گليم و جوال و ظروف ساخت و بافت كفش و جوراب بسيار محكم و عالي نشان دهنده ي ذوق و سليقه و هنر مندي هورامي مي باشد كلاش دست بافت پير شاليار بعد از چند صد سال هنوز در خانه اش به يادگار مانده و هر ساله در سالگرد جشن عروسي پير كه در هورامان برگزارمي شود مردم از كلاش پير بازديد مي نمايند اين طرح و بافت لباس و كفش با وجود اينكه هزاران سال است از آن استفاده مي شود هنوز با همان سبك اوليه ، كيفيت و استحكام و ظرافت خود را حفظ نموده است . هورامان در زمانهای گذشته پوشیده از جنگل بلوط، گلابی وحشی،زال زالک.ون الو بالو وحشی .بادام وحشی .کتیرا. ......
ون(سقز) و انواع درختان گوناگون بوده است منطقه پوشش گیاهی بسیار خوبی داشته که به هورامی امکان داده که در مقابل قحطی و بلایای طبیعی مقاومت نماید، اگر همیشه سبز نبوده اند هيچگاه گرسنه هم نمانده اند مثلاً اگر ( سن ) « آفت و بلاي گندم » به هر منطقه هجوم آورده آن منطقه در آن سال دچار بي ناني و قحطي يا سيل و ديگر بلاياي طبيعي ، چون خشك سالي و غيره در هورامان چندان مؤثر نبوده است . هورامي باغ گردو ، توت ، گلابي ، انجير ، انار و غيره را داشته و براي ادامه زندگي و تهيه مواد غذايي از آنها استفاده نموده است ، بلوط بيشتر حد نياز وجود داشته است ، در پاييز آن را خشك و در چال يا در انبار براي تهيه ي آرد آماده و ذخيره مي شد . ثمر توت را خشك و در انبار و مشك نگهداري مي كردند . از آرد بلوط ، نان تهيه مي شد و نيز از گردو ، توت و گلابي خشك و ميوه درخت ون براي تغذيه استفاده مي كردند . در بهاران از دوغ ، ماست ، شير و كره حيواني استفاده مي كردند ، از گياهي به نام ( نينور ) كه فراوان وجود داشته و از نظر پروتئين و نشاسته ارزش غذايي داشته و با مقداري ( ذرت ) ، ( گندم ) ، ( ارزن ) يا ( ئاره بيله ) مخلوط و به صورت آشي كاملاً خوش مزه و مغذي آماده كرده و در هر خانه اي موجود و خود و مهمان مرتب از آن استفاده مي نموده اند . در نتيجه هيچگاه دچار قحطي نشده اند در حالي كه بقيه مناطق چنين شرايطي را نداشته و غالباًًًًً دچار چنان قحطي و گراني گرديده اند كه كمرشان زير اين بار مهم خم گشته است و هزاران نفر از گرسنگي جان داده اند . هورامي در باغچه و زمين هاي كمي كه داشته اند پنبه كاشته و خود ماشيني براي بيرون آوردن دانه اش اختراع و با ماشيني كه خود آن را ساخته پنبه را براي بافتن لباس زير آماده كرده و در كارگاه نساجي به نام ( جولايي ) پارچه اي بسيار محكم و زيبا به نام ( هه لاوه ) تهيه و در رنگرزي طبيعي ( گياهي ) خود آن را رنگ كرده كه براي لباس زنان و لباس زير مردان استفاده شده است .
■ بازیهای تفریحی و ورزشی هورامان
هورامیها بازیهای ورزشی و تفریحی و سرگرمی زیاد داشته اند. بسیاری از آنها از بین رفته اما خوشبختانه تا این اواخر بازیهای زیادی در سینه ی پیر زنان و پیر مردان مانده و از یاد نرفته است.
اگر با دقت به این بازیها بنگریم می توانیم به عظمت این فرهنگ غنی و بزرگ پی ببریم. دربطن این بازیها علاوه بر ورزش و تفریح برای کودک و نوجوان به آنها آموزش داده می شود که در برابر ظلم و تجاوز و تعدی تجاوزگران چگونه مقاومت کنند و اگر شادی بچه ها هنگامی که ظالمی را از تخت پایین می آورند و ستمگری را بعد از تعقیب و دستگیری مجازات می کنند و یا چگونه به نیازمندی یاری می رسانند مشاهده کنید ، عظمت این بازی ها را در می یابید و تعجب می کنید که چگونه در پی سالیان دراز ماندگار بوده و حساب شده در طول سالها مورد استفاده قرار گرفته اند. قلقلان، بیلان، Hamathane masalle،خانه خانایله، جوجو(قایم باشک)، چریکه چریکایله (cherike cherikaile) از مهمترین بازیهای هورامان هستند.
طبیعت هورامان◄
هورامان دارای یکی از بی نظیرترین و بکرترین طبیعت در ایران و حتی جهان می باشد. طبیعتی که در آن کوههای بلند و سربه فلک کشیده و دره های عمیق چشم اندازهای دیدنی را به تصویر کشیده است، جایی که آدمی از دیدن آن نمی تواند چشم پوشی کند. به راستی که بهاران در هورامان بهشت را تجسم می کند و آدمی را تا مرز جنون زیبا دوستی پیش می برد. هورامان در ایام بهار و تابستان عموماٌ دارای هوای خنک وگرم می باشد وزمستانهایی سرد و پربرف و باران. طبیعت هورامان پر از درخت و درختچه و گیاهان خوراکی و علوفه ای و گلهای وحشی خوش رنگ و خوش بو و طبی می باشد.
درختانی مانند: وون، تنگز، میلو و...
گیاهانی مانند: ریواس، پیچک، کرس(کرفس)، بنا، هاز، شنگ، به رزا، هاله کوک، ترشکه، ته ره ژه، قازیاخه، گیلاخه، ده مه رواسله، کنگر، پسل، گوزروانه(گل گاو زبان)وپر سیاوش روسکه سوره بنه ...
گیاهان علفی (چتری) مانند: لو، زرده لو، چنور، سیاو لو، که ما، و...
گل ها و لاله های شاداب مانند: سوره هه راله، به رزه لنگ، شه وبو، هه راله برمی(لاله واژگون) و ....
■ صنايع دستي
گيوه، فرنجي، نمد، قاشق و چنگال چوبي، شانه، جاجيم، سبد و در و پنجره هاي چوبي از هنرهاي سنتي و صنايع دستي مردم روستاي اورامان تخت است. پيش از ورود كفش هاي خارجي به بازار انواع پاي افزارها وگيوه ها را به صورت دستي در اين روستا توليد مي كردند.و اکثر زنان و مردان شغل کیوه بافی رو اورده اند اما کلیم بافی و جاجم بافی کمتر کس می تواند درست کند و
■ پوشاك مردم روستا
پوشاك مردم روستاي اورامان تخت مانند ساير روستاييان كردستان، لباس هاي محلي كردي با طرح ها و رنگ هاي زيبا و شاد است. لباس مردان كرد اوراماني از چوخه، پانتول ملكي شال، دستار، فرنجي و مكه بال تشكيل شده و گاهي نيز جافي، كلينجه، شال كلكه، دستار و پيراهن بلند مي پوشند. فرنجی شبیه جلیقه امروزی است با این تفاوت که مواد به کار رفته در آن پشم گوسفند است. همچنین دارای خاصیت دوگانه است بدین صورت که از بدن در برابر سرمای زمستان محافظت کرده و در خنک نگه داشتن بدن در بهار و تابستان نقش موثری را ایفا می کند.
■ غذاهاي محلي
از مهم ترين غذاهاي محلي اين روستا مي توان به یاپراخی(دولمه)، دوينه، شلمين (پلو)، آش دوغ، لونش، كلانه، شلغم ترش، يكاوه، پلييز، غازين و انواع غذاهاي گياهي و نان هاي محلي اشاره كرد.
■ دين و عقايد :
عده اي از مورخين ، دين و مذهب هورامي را ماه ،ستاره و خورشيد پرست دانسته اند ، ولي براي اين گفته دليل قانع كننده اي ندارند ، عده اي ديگر هورامي را قبل از اسلام روشني پرست وآتش پرست دانسته اند كه اين هم مورد پسند حقيقت تاريخ نيست . اما كساني كه در اين زمينه تحقيقات كرده انده بر اين نظرند كه هورامي قبل از اسلام ، زردشتي و حداقل بعد از آخرين زردشت تا ظهور دين مبين اسلام بر اين دين بوده و اوستا را كتاب ديني خود دانسته اند . هرگز آتش پرست نبوده اند و آتش را مظهر لطف پروردگار ، روشنايي را مظهر پاكي و تاريكي را اهريمني دانسته اند . دليل زيادي در اين زمينه نوشته اند بسيار اتفاق افتاده است كه در موقع نيايش آتش خاموش شده و يا ماه غروب كرده است ولي آنها به نيايش ادامه داده و دست ها را روبه آسمان بلند كرده و دعا كرده اند . اگر واقعاً آتش پرست بودند با خاموش شدن آتش دعا را قطع مي كردند . بعيد نيست زياده روي در عبادت و غلو در احترام به آتش و روشنايي باعث شده باشد هورامي را آتش پرست و روشنايي پرست بدانند و شايد وجود آتشكده هايي مانند آتشكده پاوه باعث شد كه بعداً چنين فكر كنند كه آتش پرست بوده اند . مورخاني مانند : ابو الغداء ، ابو العلاء ، حمزه اصفهاني ، مسعودي ، قزويني ، ياقوت حموي ، بلادري و بسياري ديگر از تاريخ نويسان در اين باره چيزهايي نوشته اند كه اكثراً گفته يكديگر را تكرار كرده و دلايل يكديگر را رد يا تأييد كرده اند . هورامي ها زردشتي بوده ، نور و روشنايي را مقدس و مظهر قدرت پروردگار دانسته اند
و زردشت را پيامبر برحق و اوستا را كتاب ديني خود دانسته و قبول كرده اند و اهورا مزدا را خداي يكتا دانسته و پرستش نموده اند . مرحوم مردوخ مي گويد : ئاهير ، ئاير ، ئاهورا ، آترا ، ئاگر و ئاور به معني آتش است كه اهورا مركب از ( هار ) و ( ا ) يعني( آتش افروز ) يعني كسي كه
آتش را افروخته ( خدا ) به معني ( آمده ) دلايل زيادي در اين باره وجود دارد كه نظريه بالا را مبني بر ( ا ) به معني ( آدن ) رد مي نمايد. اكثراً در كلمه ( ا ) اشتباه شده است و معني درست
آن را بيان ننموده اند . لازم است آن را با دلايلي معني نموده و بسياري از نوشته هاي تاريخ تصحيح گردد. . مردم هورامان با ظهور اسلام به آن گرویده ودر برپا داشتن مراسم و مناسک آن نهایت تلاش و کوشش خود را به کار بسته اند. مردم این منطقه سنی مدهب بوده و پیرو امام
شافعی(رض) می باشند. همچنین مرید و پیرو طریقه قادریه و نقشبندیه می باشند.
■ مراسمهای باستانی و مذهبی هورامان
هورامان یکی از مناطقی است که از لحاظ مذهبی از روزگاران کهن بسیار غنی بوده و به برکت اسلام، اولیا و مشایخی که در طول قرنها در این منطقه پرورده شده اند جایگاهی ویژه را در میان ساکنان بومی و مردم خارج از منطقه دارد. مراسمات مذهبی از جمله مراسم مولودی خوانی هرساله باشکوه هرچه تمام تر در این ناحیه برگزار می شود و مردم بخاطر محصور بودن در میان آرامگاههای پیران و اولیاءالله احترام خاصی برای برگزاری مراسمات مذهبی و آیینی دارند.
◄عروسی پیر شالیار (زه ماوننه و پیری)
یکی از مراسمهایی که همه ساله در هورامان برگزار می شود و ازاحترام و ویژگیهای خاصی در بین مردم این دیار برخوردار است و مردم برای برگزاری آن ازجان و دل مایه می گذارند مراسم عروسی پیرشالیار(زه ماوننه و پیری) می باشد.
معرفی پیرشالیار ◄
این ستاره ی درخشان و این آموزگار حقیقت نام مبارکش سید مصطفی حسینی(561-479) هجری ملقب به «پیش اللهیار» و مشهور به پیرشهریار یا پیرشالیار اورامان فرزند سید معروف، سیدبائیل، سیدمسعود، سید سلیمان، سیدفضل الله، سیدمحمد، سیدمحمد، سیدابراهیم، سیدحسین، سیداحمد، سیدعلی عریض، فرزند امام جعفر صادق(رض)، فرزند امام محمد باقر(رض)، امام علی زین العابدین(رض)، فرزند امام حسین(رض) نوه ی خاتم الانبیا حضرت محمد(ص) است.
این بزرگوار زاییده ی اورامان است و تا جاییکه از کتاب بحرالانساب سید عبدالصمد توداری و کتاب مشاهیر کرد بابا شیخ روحانی کردستانی و کتاب بنه ماله ی زانیاری ماموستا مرحوم عبدالکریم مدرس و تواتر محلی به دست آمده است این بزرگوار در دوران طفولیت از نعمت مهربانی والدین محروم بوده است و عمویش جناب سید محمد یوسف حسینی سرپرستی او را به عهده گرفته است.پس از آموزش قرآن کریم و مقدمات مذهبی برای دانش اندوزی به کردستانات تشریف فرما شده است و پس از پایان دوران تحصیل در خدمت حضرت قطب الطریق عبدالقادر گیلانی در بغداد مشغول تهذیب و تزکیه ی نفس گردیده است تا اینکه از طرف آن بزرگوار به خدمت و ارشاد مسلمین مشغول بوده و با اجازه ی ایشان به اورامان بازگشته است و تا پایان عمر شریفش نهایت مجاهدت و کوشش در نشر شریعت و طریقت انجام داده است،چنانچه مشهور است در خدمت او نود و نه نفر ازطالبان راه حقیقت به مرحله ی کمال رسیده اند. و اما بعضی ها ازروی ناآگاهی ویا به عمد این دانشمند حق و حقیقت را پیرو آیین زردتشت می دانند که عدم اطلاع کافی سبب این گشته است. شاید در ماقبل اسلام و یا پس از ظهور اسلام در این نواحی کسانی با همین نام پیرو آیین زردتشت بوده اند که به علت شباهت نام آنها اشتباه شده است. لازم به ذکر است که وجود پیروان زردتشت مورد انکار نیست بطوریکه ازتاریخ سادات روستای (سه رگت«Sargat»_ازتوابع عراق) برمی آید در تاریخ 520 هجری یک نفر از موبدان زردتشتی به خدمت جناب سید مصطفی امده و پس از تحقیق با کمال افتخار اسلام را پذیرفته و به حلقه ی مریدان پیر در آمده است و تا پایان حیات در خدمت ایشان بوده است به نوعیکه به نام یکی از پیران اورامان(شالیار سیاو) شهرت یافته و درقبرستانی به همین نام درغرب هورامان مدفون است.
◄جشن عروسی پیرشالیار
هر ساله وقتی که 45 روز از زمستان بگذرد و یا به بیانی دقیقتر دومین چهارشنبه و پنجشنبه بهمن ماه جشن عروسی پیرشالیار برگزار می شود. مشهور است در زمانهای قدیم در بخارا پادشاهی زندگی می کرد که دختری داشت به نام «شابار خاتون». این دختر کر و لال بود و تمام حکما نتوانسته بودند بیماری دختر را علاج کنند. از سویی دیگر در منطقه اورامانات کردستان مردی به نام پیرشالیار زندگی می کرد که صاحب کرامات و شهرتش عالمگیرشده بود. چون خبر کرامات پیرشالیار به بخارا می رسد، شاه دخترش را همراه با دایی دختر به نام خالد(که بعد ها به پیر خالو«پیر خالد»مشهور گشت.) و عده ای دیگر از نزدیکان به اورامان نزد پیر می فرستد.لازم به ذکر است که شاه قول داده بود که چناچه کسی بتواند بیماری دخترش را علاج کند می تواند اورا به همسری خود درآورد. آنها وقتی به هورامان نزدیک می شوند در کنار یک تخته سنگ دختر پادشاه احساس می کند که گوشهایش شنوایی خود را به دست آورده اند و صداها را می شوند به همین دلیل از آن بعد آن سنگ به «ته وه نو سه ره وای» - سنگ آرامش، سنگ تسکین- مشهور گشته است. بالاخره وقتی که به روستای هورامان نزدیک می شوند نرسیده به روستا در مکانی که امروزه به نام (ته نورو دیوا){تنور دیوان، دیوها}، مشهور است به مشیت خداوند و کرامت حضرت پیر، دیو و شیاطینی که مانع گفتار همان دختر شده اند از او جدا شده و به تواتر محلی از آن مکان بلند در مقابل چشمان دختر کشته شده و او نجات پیدا می کند_ که بعدها همان مکان به نام (تنورو دیوا- تنور دیوها) مشهور شده _ آنگاه پس از صحت کامل به خدمت سید مصطفی می رسند. دختر پادشاه، سلامتی کامل خود را به دست می آورد و بنا به سفارش پدر و خواست قلبی خود آمادگی خود را برای همسری پیر اعلام می کند، اما پیر به او می گوید که مال وثروتی نداره و با قناعت امرار معاش می کند و نمی تواند زندگی پر رزق و برق را برای شاهزاده که عمری در ناز و نعمت بزرگ شده است فراهم کند اما دختر پادشاه که از نزدیک کرامت و سادگی زندگی او را دیده همه این شرایط را قبول می کند و مردم هورامان هم وقتی از تصمیم شاهزاده برای عروسی با پیر مطلع می شوند دست به کار شده و هرکدام برای او به عنوان هدیه جزیی از وسایل عروسی را فراهم آورده و در نهایت پیر با دختر پادشاه ازداوج می کند و از آن زمان تاکنون (حدود 950 سال)مردم هرساله برای بزرگداشت و تکریم پیرشالیار این مراسم را برگزار می کنند.
◄خبر
یک هفته مانده به برگزاری جشن در روز پنجشنبه، بعد از ادای نماز عصر و توسط کودکان گردوهایی در بین خانوارهای روستای هورامان و سرپیر تقسیم می کنند و این به معنی آن است که در هفته آینده جشن برگزار خواهد شد به همین دلیل این گردوها را «خبر» گویند.
◄که لاروچنه
در شب چهارشنبه (روزی که قرار است مراسم عروسی پیرشالیار برگزارمی شود) شور و شعف خاصی در بین مردم هورامان و بویژه در بین بچه ها حکمفرماست. در این شب بچه ها خود را برای که لاروچنه آماده می کنند و حتی بعضی ها از بیم آنکه خواب بمانند و نتوانند در این مراسم شرکت کنند شب را نمی خوابند ویا با حالت آماده باش(با کت و جوراب و دیگر وسابل لازم برای شرکت در مراسم که لاروچنه) به خواب می روند. دربامداد روز چهارشنبه درحالیکه موذن اذان صبح را شروع نکرده و هوا هنوز تاریک است بچه ها از خانه های خود بیرون آمده و با گفتن «که لاروچنه» به پشت درب منازل دیگر رفته و از آنها سهمی و هدیه ای دریافت می کنند و مردم هم این سهم را با رضایت قلبی به بچه ها می دهند. تا حدود یک دهه پیش در مراسم «که لاروچنه» کشمش، کشک(یک نوع محصول لبنی از دوغ )،دانه،بیسکویت و گردو به بچه ها می دادند اما امروزه بیشتر محصولاتی از قبیل ویفر، پفک، تنقلات و ...داده می شود. این مراسم تا بالا آمدن خورشید و روشن شدن هوا ادامه می یابد. در قدیم برای محافظت از سرمای بیش از حد در زمستانها فقط یک روزنه در خانه ها وجود داشته که آن را را در زبان هورامی « روچن» گفته اند و بچه ها کلاه خود را از همین روزنه پایین کشیده و سهم وهدیه خود را از صاحب خانه گرفته اند به همین دلیل کلمه که لاروچنه در زبان هورامی تداوم پیدا کرده و تثبیت شده است.
◄ذبح حیوانات نذری
در ساعت 9 صبح و بعد از اتمام که لاروچنه مردم در خانه پیر جمع شده و دامهایی نظیر، بز، گوسفند، گاو را که برای بر آوردن حاجات به قصد وصول ثواب نذریه به پیرشالیار که به او توسل نموده ذبح می کنند و قسمتی از گوشت آنها را به عنوان تبرک در بین مردم تقسیم نموده و بقیه را برای پخت غذای مخصوص عروسی که در زبان هورامی «چاشته ته شی»(آش یا چاشت ترش) کفته می شود نگه می دارند.
شروع مراسم◄
در عصر روز چهارشنبه بعد از اذان عصر مردمی که از ساعتها قبل در اطراف و بام خانه پیر جمع شده اند به پایکوبی عارفانه می پردازند و دف زنان آنان را همراهی می نمایند و فضای عارفانه و الهی را به وجود می آورند. این مراسم تا هنگام اذان مغرب ادامه می یابد و بعد از آن مردم به خانه های خود رفته و هرکسی به تناسب و فراخور وضع و امکانات خود یک یا چند نفر از مهمانان را که از روستاهای اطراف و گاهاً از جاهای دورتر برای شرکت در این مراسم رنج سفر و راه را متحمل شده اند به خانه خود می برند و رسم زیبای مهمان نوازی را به جا می آورند. همین مراسم در عصر روز پنجشنبه به صورت باشکوهتر تکرار می شود، با این تفاوت که بعد از اقامه نماز مغرب مردم در خانه پیرشالیار جمع شده و به ذکر و تهلیله می پردازند و «که لاش»(گیوه) و تسبیح پیر را زیارت می نمایند. خانه ای پیر در حالت عادی گنجایش حدود 200 نفر را دارد اما در این شب به برکت حضرت پیرشالیار بیش از500 نفر را در خود جای می دهد. همچنین در طول این مراسم غذایی آش مانند به نام چاشته ته شی (چاشت ترش_ آش ترش)را که در عروسی پیر در حدود 900 سال پیش خورده شده است درست نموده و به عنوان تبرک به مردم می دهند. «چاشته ته شی» به قدری لذیذ است که آدمی با خوردن اولین کاسه بی اختیار به سر دیگ ها می رود و چنان عطشی دارد که می خواهد دیگ را قورت دهد و «چاشته ته شی» در آن سرما ی زمستانی روح و روان آدمی را گرمایی ویژه می بخشد. مرحله اول مراسم دراینجا پایان می پذیرد.
تربی(تربت رویی)◄
یک هفته بعد از مراسم در صبح روز جمعه مردم برسر مزار پیرشالیار جمع شده و به ذکر و تهلیله می پردازند.همچنین در این مراسم مردم نانهای گردی را به نام (گته مژگی) با خود به سر مزار پیر آورده و در یک دستمال روی رهم ریخته و بعد از آن هرکسی یک تکه از آن نانها را برداشته و به عنوان تبرک به منزل می برند. در این روز مرحله دوم مراسم به پایان می رسد.
کومسای◄
مرحله سوم از مراسم پیر در وسط اردیبهشت ماه در روز جمعه برگزار می شود و فلسفه وجود این مراسم بدین شرح است، کلمۀ کومسای از دو واژه ی کو+ مسای ترکیب شده که واژه اول (کو) در لغت هورامی به معنی اجتماع یا جمع شد است و واژۀ (مسای) به معنی یادگیری است که جمعاً به معنی اجتماع یادگیری یا به اصطلاح امروزی کنگره یا گردهمایی یادگیری است، که این موضوع کومسای ظاهراً پیش از پیرشالیار نیز بوده اما تقارن آن با موضوع سنگ کومسای مطابق تواتر محلی به این شرح است که یکی از مریدان پیرشالیار به نام (گومار) مشهور به درویش گومار که دامدار بوده و در (ده ر به ن که له م ) محلی حد فاصل میان دو روستای (دمیو) و (بهرام آباد) و (دره کی) ساکن بوده، چون برای حضور در اجتماع به خدمت پیر می رسد شکایت از کاهش شیر دامهایش می نمایدو (کاک موسی) نیز که یکی از مریدان بنام پیرشالیار بوده که وظیفۀ او دامپزشکی بوده است آنچنان که هرکدام از مریدان وظیفۀ خاصی داشته اند، به تقدیر خداوند که قبلاً فوت نموده؛ پیرشالیار درویش گومار را توصیه می کند که به نزدیک مزار کاک موسی برود و در قرب مزار از همان سنگ مشهور که هنوز هم باقی است چند تکه ای بشکند و تبرکاً به ظرف شیر آن روزگار (مشکه) ببندد به امید اینکه شیر اضافه شود. درویش گومار عمل را انجام داده و به مرام و مقصود خود رسیده و چون مریدان دیگر از قضیه باخبر می شوند از آن تاریخ تاکنون همین روش ادامه دارد و همان سنگ که کوچک بوده هنوز هم باقی است.
■ اورامان سرزمین رویاهای من
عوامُ النّاس بلده طيّبه اورامان ، كه با نام ناميِ «پيرشاليار» ، مزيّن دهر و شهره آفاق و أنفس گشته و با اعمال شاقّه فلاحت و عمَلَه گري در بلاد بعيد و دام چراني در جبال صعبُ العبور سرزمين خود ، دير روزگاري است با مختصر معيشتي قليل بر دين مبين أجداد خويش مقيّد و مطيع مانده اند و نان جوين و آب شيرين خود را با هزار مُلك شاهي عوض ننموده اند ، پاس دارِ تمدّن آباء خود و پرچمدار اتّحاد بوده اند ، شيوه زندگي ددي و حَيَواني داشته امّا رفتار برّي و ببري نداشته اند ، آباد سازِ صخره هاي نفَس گير بوده اند ، امّا افكار بدَوي و قرَوي نداشته اند ، شمّه اي از شميم عطر محمّدي را از اقيانوس بيابان حجاز بر تخته سنگ هاي دشوار سائيده اند و شيفته اخلاق نبَوي گشته اند .
نه أغياري جرأت نفوذ در نفوس آن داشته و نه أخياري مرامي سوء در حقوق عوام ! عامّه ناس، رضا به قضاي لايزال بوده و مفتخر به خاك پاك و اندك خويش .
از اقلّ امكانات ، اكثر استفاده نموده و أشجار خوش منظر و مثمر الثّمر آن مانند أحجار طويل القامتش سر به أفلاك نهاده اند ، تنوّع محصولات در چند وجَب خاك و سنگ اين ديار ، ديد ه را نوازش ، بطون را مشوّش و قلوب را آرامش مي دهد !
عيون خنك و گواراي بهشتي كه از هر گوشه و كنارش فوّاره مي كشند ، عطر سبيل عابران و درمانِ دردِ زارعان و منبع رزق مردمان است ، فكر تلخ فرداي نيامده نكنند ، ازيرا چشمان آنان جز افق هاي امروز و محدوده كوههاي سربسته ، بيناي دور دست نيست ، پس دنيا را به قَدَرِ همان چند قدم بينند و آشفته خاطر آينده مجهول نيستند ، لابد ، دلي دارند به وسعت دل عارفان درگاهش و به نازكي دل عاشقان ديارش !
آن ها وارث پدراني هستند كه اجسام محكم و ورزيده آنها ، حتّي در زير خاك نمي پوسد ، وارث مادراني هستند كه در لباس مادري ، پدري كرده اند ، بار سنگين حيات را به دوش خاموش كشيده اند ، حبل محكم حمل سنگ بناي زندگي را به دور گردن ، گره زده اند !
پيراني محتضر ، پيراني كه هرگز نميرد افكارشان ، گم نشود راهشان ، كم نشود يادشان ، توصيه پاياني خود را در سكَرات موت خويش با نگاهي به اعماق دلها تلقين كرده و در لابلاي وصاياي نهفته ، اين جمله به زرّ نوشته اند : « فرزندم ؛ بسوز و بساز ، با شجاعت بزي و شجاعانه بمير ! »
كارخانجات سنّتي از توليد به مصرف اين دستان توانا ، حكايت از خودكفايي ذاتيِ اين ملّت با عزّت دارد ، كه تا سماء بر فرق سر مستقرّ و تا زمين در تحت پاها ، مسخّر است ، بايد زيست ، توانا بود و دانا ! اورامي اين است و اورامان ، آن ، هر كه نه اين است و نه آن و نه مشبّهٌ بِهِما
، بداند و مي داند كه از طعم شيرين حيات هورامان باستان ، نعمتي كم دارد و در سرزمين رؤياهايش ، جاي پاي آرزوها ، نقش و نگاري از غم دارد ، باشد اين عرايض برگ دعوتي باشد ، مر اصحاب سير و سفر را در مشارق و مغارب ايران زمين كه روزي و روزگاري ، ره به دل اين جنّت العدن گمنام برند و در دفتر زرّين خاطرات خويش ، ورقي سبز و ماندگار به يادگار گذارند !
با تقديم سبزترين احترامات و حسن ختام با حديث مقدّس نبوي : « حُبُّ الوَطَنِ مِنَ الإيمانِ»
آنچه از نظر شما گذشت گذری بود کوتاه و مختصر از هورامان تخت، جایی که هنوز به درستی شناخته نشده و ناگفته های زیادی برای گفتن دارد. اورامان منطقه ای است که هم از لحاظ جغرافیایی و هم از لحاط تمدن و فرهنگ تواناییهای بسیار زیادی دارد و هنوز بسیاری از رازهای آن گشوده نشده است. هورامان بسی برتر ازآن است که بتوان آن را در چند کتاب نوشت. هورامان را باید از نزدیک مشاهده نمود تا مردمان آن راشناخت، هورامان را باید از فراز کوههای سربه فلک کشیده آن به نظاره نشست تا بتوان به گوشه ای از عظمت و زیباییهای آن پی برد. و این تازه شمه ای ازهورامان بود که ازنظر گذشت. شمه ای که در حکم مقدمه ای بسیار کوتاه از هورامان است. همچنین در این تحقیق بیشتر سعی بر این بود که مراسم پیرشالیار که جایگاه والای در بین مردم منطقه دارد و هم اکنون در حال گسترش است و آوازه خاص و عام در دیگر مناطق چه در ایران وچه در کشور های خارجی گشته است و حضور افراد زیادی که از سایر مناطق چه به عنوان مشاهده گر وچه به عنوان عکاس و خبرنگار به این منطقه می آیند و علاوه بر آن بازتاب آن در رسانه های عمومی گواه و شاهدی بر این مدعا است. بیشتر مورد بحث و بررسی قرار گیرد. از سویی دیگر به علت عدم در دسترس بودن منابع کافی و همچنین وجود مشکلات هم از بعد زمانی و هم مکانی نتوانستم هورامان را آن طور که شایسته است معرفی نمایم، ولی همین هم جای امیدواری است که برای آن از جان و دل مایه گذاشتم و توانستم دین هرچند ناچیز و کوچک را به فرهنگ و تمدن نیاکان خود و هورامان ادا نمایم و خدمتی هرچند مختصر نمایم که ان شاءالله مقدمه ای باشد برای تحقیقات و پژوهش های بعدی.
◄ فرضیات
چرا سنتهای محلی در روستاهای اورامان کمتر شده ؟
علت کم رنگ شدن سنت های محلی در روستاهای اورامانات؟
چگونه پی به ارزش این سنتهای محلی می بریم؟
بهترین سنت های محلی روستاهای اورامانات؟
اهداف تحقیق
ارائه راحل های برای اینده وسنتهای محلی روستا و توسعه آن
ارائه مطلوب سازی سنت های محلی توسعه روستاهای اورامانات
ارائه راحل های برای جذب سنت محلی منطقه اورامانات
اورامان تخت :
دهستان اورامان تخت با ۳۵۹۶ خانوار ۱۸۹۶۹ نفر جمعیت تابع بخش سروآباد شهرستان مریوان می باشد .این دهستان از سمت غرب با کشور عراق و از سمت جنوب به پاوه و کوه شاهو و از طرف شمال به مریوان و در طرف شرق به روستاهای ژاورود و شهرستان سنندج همسایه استکوههای دالانی و دَرَکی ۲۶۳۹ متر در شمال و کوه کوسالان در شرق و کوه شاهو ۳۳۹۰ متر در جنوب و کوه تخت و کوه دربند ۲۷۷۰ متر در غرب این دهستان واقع شده است و دو شاخه مهم رودخانه سیروان از بخش شمالی و جنوب شرقی وارد این دهستان شده و پس از تلاقی این دو رودخانه با یکدیگر در خاک کردستان عراق به دریاچه دربندیخان می ریزد اورامان تخت حدودا دارای ۲۶ روستا بوده است و در گذشته مرکز آن روستای رزاب بوده است و شخصی بنام حسن بیگ با اخلاف و اسلافش براین منطقه حاکم بوده ولی اکنون مرکز آن روستای اورامان تخت می باشد این روستا با ۴۴۹ خانوار ۲۱۴۸ نفر جمعیت در فاصله ۷۵ کیلومتری جنوب مریوان و ۷۵ کیلومتری شمال پاوه واقع شده است .اورامان تخت منطقه ای بسیار دلنشین و دارای مناظر زیبا و چشمه سارهای باصفای کوسالان می باشد از نظر اقتصادی بیشتر مردم از طریق کشاورزی مختصر و باغداری و اندک صنایع دستی امرار معاش می کنند البته درآمد بسیار کم آن باعث مهاجرت به شهر ها و خالی شدن روستاها گردیده است .تعدادی از روستاهای دهستان اورامان تخت عبارتند از :
رودخانه سیروان : از دیگر زیبایی های منطقه اورامان رودخانه عظیم و خروشان سیروان است که به امتداد کوه شاهو جریان یافته و از ارتفاعات این ناحیه سرچشمه گرفته و بعد از طی تمامی منطقه شمالی اورامان و اورامان تخت به اورامان عراق وارد می شود طول رودخانه سیروان در خاک ایران ۲۱۵ کیلومتر می باشد که دارای مناظر زیبا و دیدنی مانند (تاف بل ) آبشار بل و . . . است
اورامان لهون :
بخش دیگر اورامان را لهون می گویند که از طریق مشرق و جنوب شرقی به سنندج و کامیاران و از شمال به اورامان تخت و مریوان و از طرف غرب به خاک عراق متصل است در گذشته مرکز آن نوسود بوده و اکنون به شهرستان پاوه انتقال یافته است رودخانه سیروان از ابتدای اورامان لهون جریان می یابد و بعد از مشروب کردن اورامان تخت به خاک عراق می ریزد شهرهای جوانرود ‚ روانسر و نودشه نیز در این ناحیه قرار دارند .کوه زیبای شاهو که سراسر اورامان لهون را زیر چتر خود گرفته در سقط الرس کوه شاهو روستای تاریخی تنگی ور و پلنگان یا پالنگان قرار گرفته است که در ادوار گذشته حاکم نشین چند قوم کرد بوده و خاطرات تلخ و شیرین فراوانی را در سینه دارد قلعه پلنگان در دهستان ژاوروود واقع شده که در قرون ششم هجری بوسیله حاکم اردلان برای مرکز حکومت خود ساخته است که کتیبه سنگی بزرگ آن برجای مانده است .تعدادی از روستاهای این ناحیه عبارتند از :۱-درویشان ۲-خانقاه ۳-دشه ۴-نروی ۵-هیروی ۶-تشار ۷-شیخان ۸-دزآور ۹-وزلی ۱۰-داریان ۱۱-شوشمی ۱۲- هجیج ۱۳-درآور ۱۴- هانی گرمله ۱۵-کیمنه ۱۶-بیرواس و. . . .
اورامان ژاوه رود :
منطقه ژاورود : این ناحیه از هورامان در غرب و جنوب غربی سنندج واقع شده و منطقه ای است زیبا و دیدنی و سرشار از باغ و درخت گردو و توت است از جاهی دیدنی این ناحیه می توان از روستاهای آویهنگ -هویه -بیساران- تهویر و شیان و تنگی سر نام برد که بسیار با صفا و در دامنه های کوه میرگوار و شاه نشین واقع شده اند از دیگر روستاهای این ناحیه می توان به نجی - سالیان - ژان - نسنار - پایگلان - چشمیدر - بوریدر - اسپریز - ژنین - آریان - گواز - سرریز - و ... را نام برد. شایان ذکر است که بزرگترین روستای هورامانات بیساران می باشد که بزرگترین روستای استان کردستان نیز می باشد.
علت کمتر استفاده کردن سنتهای محلی و رسومات کمتر به اهمیت گذشته خود می دهند با وجود این که اورامی با سختی های زیادی روبرو شده دراما دنیا به سمت تکنولوژی رفته مردم دوست دارند درآسایش باشند مثال شغل مردم در قدیم دامدارو کشاورز بودند حالا بعضی روستا ها از شیر و ماست دوغ .......که از شهر وارد روستا می شود استفاده می کنند و در گذشته مردم نان خود را خود زنان درست می کردند ولی امروز نانوای همه روستا به سمت شهری شدن می رودخانه اورامی در روستا کاه گل بوده و محکم و از نظر خودشون در زمستان گرم و در تابستان خنک و خانه ها پیوسته و در کنار هم وفامیل در کنار هم با همدیگر زندگی می کردند همیشه به همدیگر کمک می کردند لباس های زنانه و مردانه به سمت مد های غربی طر زحرف زندن ها و جشنها رو ز به روز جدید می شود
سنن های محلی از تولود نوزاد تا عروسی و مرگ همه یک جوری عوض شده قدیم در منطقه اورامانات هفت روز چشن عروسی می گرفتند حا لا با یک روز در تالار عروسی برگذار می شود اگر کسی وارد روستا می شود مردمان روستا او را به خانه می بردند و غذا و محبت زیادی به آن فرد می کردند همیشه مهمان نواز بوده اند
اول : نقاط قوت زنان هورامان
صخرهها و كوههاي شاهو ،بمو، آتشگاه ، ريزه ، كوسالان، ملهپلنگانه و ناله شكينه هيچ وقت ياد شيرزناني را كه هم پا و همدوش مردان زندگي نمودهاند را از ياد نخواهندبرد. زيرا اين شير زنان بودند كه توانستهاند در سختترين شرايط زيستي در كوهها و در ميان جنگلها با وجود عوامل خطر ساز و تهديد كننده زندگينمايند و در ساير امور هم تلاش نمايند. و حتي از خاك وطن و ناموس خود هم حراست و حفاظت نمايند.به همين دليل وضعيت زن در جامعه هورامان را ميتوان در چند جهت بررسي و نقاط قوت و ضعف آنان را مورد بررسي و توجه قرار داد
1- زنان و مشاركت عمومی در امور زندگی:
كسانيكه عمري را در منطقه هورامان گذراندهاند و زندگي جوامع شهري و روستايي را به ياد دارند ميدانند كه منطقه هورامان يكي از مناطق محروم كشور و فاقد امكانات رفاهي ،فرهنگي،اجتماعي و اقتصادي بوده ،اما زنان هورامان با توجه به وضعيت جغرافيايي و اقليمي سخت و ناهموار آن به طور شبانهروز پا به پاي مردان و همدوش با آنان در امورات زندگي مثل دامداري ،كشاورزي و باغداري و خانهداري و صنايع دستي و غيره براي تأمين امرار معاش و رفع مايحتاج زندگي و بقاي خود و خانواده تلاش و فعاليت نمودهاند.
زحمات زنان درگذشته بسيار سخت و باعث خستگي جسم و طاقت فرسا بوده ،اما اميد به آينده و همراه با صبر و تحمل و شجاعت و صداقت و قناعت كه از صفات بارز مردم هورامان بوده و ميباشد خستگي را از تن و جسم زنان از بين برده و ميتوان گفت در گذشته يك نوع تعاون و يا مشاركت عمومي در امور زندگي وجود داشته است .اگر نيم نگاهي بر پيكر زنان قديمي داشته باشيم و با زنان امروزي مقايسه كنيم وجود جسم ضعيف و استخواني و دستهاي پينهبستهي آنان حكايتي است از زحمات و رنج و مشقت زنان در طول زندگي.
2- زنان و دفاع از مرزوبوم و شركت در امور حكومتی و غيره :
گويند زماني كه اسكندر مقدوني اكثريت خاك ايران را تسخير و تصرف نموده بود تنها جايي كه نتوانسته به آن دسترسي يابد منطقه هورامان بوده .ايشان بزرگترين لشكركشي را به هورامان انجام داده ،اما وجود شير زنان در كنار شير مردان هيچ وقت اجازه ورود دشمن به سرزمين خود را ندادهاند.بلكه بارها و بارها حملات لشكر بزرگ اسكندر مقدوني را با آن همه تجهيزات و امكانات شكست دادهاند.
در اين رابطه اسكندر مقدوني براي مدتها مرزهاي هورامان را در محاصره داشته اما با مشاركت و همدلي زنان در تأمين مايحتاج زندگي از جمله در تهيه خوراك و پوشاك نيازمندي مردم برطرف گرديده و اين كار يكي از رمز پيروزي مردم هورامان بر اسكندر مقدوني بوده و در يكي ديگر از جنگهاي دربند دزلي زنان دوش به دوش مردان در كوهها و گردنهها از منطقه خود حفاظت كردهاند و پس از درگيري با لشكر فرهاد ميرزا و شروع جنگي سخت ،زنان با آواز و فرياد خود مردان خودي را تشويق و حمايت و اميدوار و دلگرم نمودهاند و سنگهاي بزرگ را از روي كوهها و تپهها بر روي لشكر فرهاد ميرزا ريختهاند و به همين دليل لشكر بزرگ دشمن در هورامان به سختي شكست خورده و مجبور به عقب نشيني گرديده است.
بله زنان در هورامان چنين بودهاند.سخت كوش در امور زندگي و جنگاور در حفظ و حراست از مال و ناموس و خاك وطن خود و متدين در امور ديني ،زيرا كمتر زن قديمي بوده و يا هست كه فرايض ديني خود را بجاي نياورده باشد.
در دوره اشكانيان زني توانا به نام ئاداد براي مدتها فرمانروايي منطقه هورامان را به عهده داشته و در زمان حكومت عباسيان و در زمان حكومت مأمون و هارون الرشيد در حدود سالهاي 230 ه ش زني دیگر حكمران و فرمانرواي هورامان بوده است.
در سال 1225 ه ش ، زني به نام خاتو هوريزاد حمكراني هورامان تا مناطقي از عراق را به عهده داشته و در حدود يكسال حكمراني نموده است و زن ديگري به نام خاتو منيره يا خاتو منيجه آن هم به مدت يكسال حكمران هورامان بوده و دهها و صدها زن نامدار و لايق و تواناي ديگر در هورامان وجود داشته اند . زنانی دیگر ازجمله جهان آرا پاوهاي دختر ملا نشئت و همسر حبيب اله خان بابا جاني که شاعره ای بلند پایه و يكي هم به نام مريم كه قرآن مجيد را با دست خطي بسيار زيبا به رشته تحرير در آورده در هورامان وجود داشته اند. صدها و هزاران زن ديگر كه با فوت يا از دست دادن شوهران خود سرپرستي خانه و خانوادهي خود را به دست گرفته و امورات زندگي را اداره نمودهاند و شركت زنان هورامان در سرنگوني رژيم پهلوي و دفاع از مرزوبوم و سازندگي در منطقه از نقاط قوت و با ارزش زنان هورامان بوده است. و پايبند به حفظ ناموس از نكات برجسته زنان ميباشد و....
با اين توصيف ميبينيم كه زنان در هورامان چه در امور زندگي و چه امور حكومتي و فرهنگي و ديني نقش بسزايي داشتهاندو همچنین کسانی هستند می توانند سنت های محلی خود را در خانواده حفظ کنند تا بتوانیم جامعه از سنتها ی خود محفوظ باشد
بخش دوم : نقاط ضعف زنان هورامان
1- ضعف فرهنگي و نبود سواد در بين جمعيت زنان:
در گذشته به علت نبود دولتي مقتدر در كشور و حملات كشورهاي بيگانه و همسايه ، اكثر مناطق كشور از جمله هورامان به صورت حكومت هاي محلي اداره مي شدند. لذا نبود امكانات فرهنگي و آموزشي در بين آحاد جامعه و علي الخصوص در بين جمعيت زنان تاثير نامطلوبي داشته است؛ به همين دليل بيشتر زنان قديمي و يا بالاي 40 سال در منطقه بيسواد بوده و از نبود آن رنج مي برند.
2- فرق بين اولاد دختر و پسر:
در سالهاي قبل چنين رسم بوده كه براي اولاد دختر ارزش ناچيزي قائل بوده اند و در زمان تولد دختر غم و اندوه خانواده را فرا گرفته . اما براي تولد فرزند پسر كه او را كاكل زري مي ناميدند ارزش و اهميت زيادي قائل شده اند و براي او جشن و شادي و شب هفت را بر پا نموده اند. بيشتر در بين افراد جامعه رسم بر اين بوده كه خانواده هاي داراي فرزند دختر را اجاق كور و داراي فرزند پسر را اجاق روشن مي دانستهاند!
3- اولاد دختر و زن در سهم الارث:
اولاد دختر و زن از سهم الارث يا ميراث خانوادگي و يا مهريه شرعي محروم بودهاند و يا به مقدار ناچيزي تعلق گرفته .در اين رابطه پدران يا شوهران در حين تقسيم مال و يا ارث و يا پرداخت مهريه چندان توجهي به دختران و زنان را ننمودهاند و بيشتر سهم به فرزندان پسر تعلق گرفته
4 زنان و ازدواجهای تحميلی:
يعني بدون اطلاع ویا بدون ديدن طرف مقابل دختر را شوهر ميدادند و يا به عقد پيرمردي و يا پسر نالايقي و يا ديوانهاي و يا عقب مانده جسمي در ميآوردند و او را با فشار و جبر مجبور به ازدواج مينمودند و يا اهداء دختران به رؤساي قبايل و صاحب نام! و يا اگر در بين دو طايفه قتلي صورت ميگرفت دختري مظلوم از خانواده قاتل را به عنوان ديه و يا خون بهاء به يكي از افراد خانواده مقتول چه پير و چه جوان و چه عقب مانده اهداء ميكردند.
5- ارزش و احترام زن در خانواده :
كتك كاري يا ضرب و جرح زنان بخاطر مسائل جزئي و پيش پاافتاده و يا براي رفع خستگي و آرامش اعصاب و يا نشان دادن لياقت مرد در مقابل ديگران و يا اينكه بدون اطلاع ،زن را طلاق دادن، و يا به خاطر نبود فرزند پسر هميشه مورد تحقير و سرزنش بوده ،و بدون رضايت زن ،ازدواجهاي ديگر براي مرد جايز بوده ،عدم اجازه حضور زن در مجالس مردان و جلوگيري از رفتن او به مدرسه و منع خنديدن زنان در حضور مردان و منع بيان اسم شوهر، که بيشتر زنان شوهر خود را به نام يكي از فرزندان پسر خود صدا ميكردند.و منع غذا خوردن زنان و دختران در حضور مردان، ویا اینکه بر زنان چنين تحميل نموده بودند كه تا زمانيكه زن مهريه خود را برای شوهر حلال ننمايد ویا آنرا لغو ننماید ، نميتواند در خير و خيرات خانه شركت نمايد ! ! و زنان را مجبور به آن مينمودند، و دهها و صدها معضل و مشكل ديگر كه گريبان اين نسل با ارزش ا ما مظلوم را گرفته بود !!
با وجود نقش و ارزش بسيار مهم زن در جامعه هورامان و یا در ساير جوامع بشري متأسفانه پدران و برادران و يا مردان در هورامان همه چيز از مال و اموال و يا نتيجه و دسترنج كليه اعضاء خانواده را براي خود حلال دانستهاند و براي زن يا دختر حرام !! چه بسا هزاران دختر و زن به خاطر چنين ظلمي كه در حق آنان برايشان بوجود آمده ، در فقر و فلاكت زيستهاند.در اين رابطه اگر گذري بر شعبات دادگستري يا شوراي حل اختلاف را داشته باشيم ميبينيم كه تعدادي زن و بسياري از خواهران و برادران قديمي مثل دو قاتل ویا دو دشمن ديرينه در مقابل همديگر ايستادهاند و زنان خواستار رفع تضييع حقوق خود ميباشند.آن دو خواهر و برادري كه تا ديروز هم خون و هم راز و همدم و محرم همديگر بودند و براي مشكل و يا بيمار ي يكديگر گريه ميكردند و اين يكي خود را فداي آن ديگري مينمود و يا تحمل زن در مقابل رنج و مشقات زندگي و همپا و همدوش بودن با شوهر خود،حال به خاطرآن فرهنگ و افكار غلط بر سر مقداري زمين ياوسايل كهنه و بجاي مانده و يا مهريه شرعي خود، چشم براه قضاوت قاضي و رفع اختلافات ميباشند!
در صورتيكه در جوامع مترقي و با فرهنگ ميبينيم كه اين گونه مشكلات در آن جوامع نبوده و يا بسيار اندك و ناچيز ميباشند يعني در آنجا زن و مرد و دختر و پسر هر دو در امورات زندگي مشترك و به يك نسبت سهم ميبرند و فرقي هم بين دختر و پسر نميباشد .خوشبختانه در جوامع امروزي و در بين نسل با فرهنگ هورامان چنان افكاري مردود بوده و احترام به اولاد(دختر و پسر ) و احترام به زن داراي ارزش و اهميت خاصي بوده و براي ايجاد و برابري حقوق مساوي بين زن و مرد و دختر و پسر تلاش مينمايند
نتیجه گیری :
اورامان از لحاظ گردشگری
گر دشگری صنعتی است همراه با سنتها <دیدن منطقه و ارزش و اهمیت زیادی دارد باید توجه داشت داشت محیط اکولوژی و کشاورزی در منطقه موجب جذب توریسم می شود خود به خود موجب اشتغال و پی بردن به صنایع دستی و صادرات آن به تمام نقاط و دادن امکانات لازم به این منطقه و حفظ کردن فرهنگ خود . این منطقه به علت مهمان نوازی موجب می شود که توسعه امنیت ان مهمترین عامل جذب توریسم است و چند سالی است در این مناطق موزه های دایر شده که خودش جای امید است که چگونه فرهنگ و سنتهای خود را خفظ کنیم
مهاجرت هرم سنی و بیشتر جوانان مهاجرت به شهر ها وشغل های آزاد و شر کتی *
در این منطقه مردم کمتر در روستاها زندگی می کنند و میل به شهر نشینی بیشتر شده است و هر جا که جمعیت کمتر باشد امتیازات به آن مننطقه (روستا )کمتر می شود و موجب عدم توسعه می شود اما کمتر صنعت قدیم استفاده می کنند و صنعت قدیم را برای کشور های همسایه و سایر نقاط می برند
بافت باغهای روستایی به صورت سنتی و وجود دیوار که از سنگ بدون ملات و و داشتن کلبه های در باغ برای خود وبافت معماری و کوچه های باریک و شیب زیاد وکمبود آب و خشک سالی های پیا پی و اهمیت دادن به کشاورزی و توسعه منطقه و پاره پاره کردن زمین ها از جمله ارث و آتش سوزی در فصل بهار موجب تخریب محیط زیست و جنگل وعدم وجود خاک مناسب و وجود کوهه ا و تپه ماهور ها کمتر استفاده می شود به عنوان مراتع برای دام و استفاده هوای پاک ایجاد راهای عبور از کوهستانها و ارتباط با سایر شهر ها و روستا ها و اهمیت دادن منطقه توان محیطی ایجاد طرح هادی روستای و جامع شهری و خدمات و امکانت مناسب روستایی و اهمیت به مراسم و جامعه و اجتماع منطقه خود به خود به ارزش می رسد و نقش زنان در روستا و مدیریت خانه از نظر کار در خانه و کمک به دامداری و کشاورزی همرا مردان و دهکده جهانی و اثر آن در تمام دنیا و عصر فن آوری و تکنولوژی و رفتن به سمت فرهنگ غربی اروپای و نفوذ آن در منطقه و به نظر می رسد .در منطقه اورامان مردم در قدیم به شب نشینی میرفتند و خانه شلوغ و مملو از مهمان بو د اما حال با آمدن تلویزیون و مردم کمتر به شب نشینی می روند ا موزه های در بعضی از شهر ها وجود دارد جای امید است روستا به سمت تک محصولی و وجود کارخانه سبب می شود مردم اهمیت زیادی به کشاورزی کنند
جذب سنتها
1ایجاد شرکت تولیدی
2وام برای اشتغال
3بیمه کردن روستاییان
4خدمات به منطقه
5 اهمیت دادن به بافت منطقه (شهری و روستای )
روش تحقیق این تحقیق از کتاب خانه ای و سایت اینتر نت
منابع ( دانش نامه اورامان ) امیر صادقی
منطقه هورامان نا
حيه
اي کوهستاني واقع در استان هاي کرمانشاه و کردستان مي باشد و از شمال به مريوان ، از
جنوب به شهرستان جوانرود ، از غرب به کشور عراق و از شرق به ارتفاعات شاهو مرتبط است.منطقه
ی اورامانات(هورامانات) منطقه ای بسیار زیبا استبه همین دلیل است
که مورخان و گردشگران از سراسر دنیا به این منطقه رو می آورند.
هورامان مهد اشخاص بزرگی بوده که موثر در دین و دانش بوده اند .مردمانی که در اورامان زندگی می کنند مردمانی انعطاف پذیر،نجیب،باادب،پر آزرم،خوش رو و مهمان نواز هستند،در حضور کسانی که احترامشان واجب و لازم است،زانوان را به زمین می زنندوموقر و متین و ملایم می نشینند.آیین سخن گفتن آن ها بسیار دلنشین ،ملایم،مهرآمیز و مردمی است. در وقت پذیرایی به کسی که به دیدارشان آمده،با گشاده رویی و لبخندی نوازشگر می گویند:« خوش آمدید ، صفا آوردید...».
یکی از روستا های اورامان دشه نام دارد که بسیاری از خصوصیات بالا را دارد وآداب و فرهنگ متمدّنانه ای دارد ، به همین دلیل ما به مختصری از شرح و توصیف این روستا می پردازیم تا شما را با این روستا بیشتر آشنا کنیم . به امید این که شما نیز به این روستای دل انگیز سری بزنید و از آن بازدید کنید.
http://WWW.Google.com.// منبع(بااندکی تغییر)
موقعیّت جغرافیایی
روستای دشه درشمال غربی استان کرمانشاه ودر جنوب غربی شهر پاوه قرار دارد ، این روستا در قسمت بسیار زیبایی از استان قرار گرفته است. دشه حدوداً ده کیلومتراز پاوه و تقریباً صد کیلومتر از کرمانشاه فاصله دارد.
روستای دشه دارای آب و هوای سرد کوهستانی است،که در بهار و پاییز هوا متعادل ودر تابستان هوا کمی گرم و در زمستان هوا کمی سرد می شود.آب و هوای روستای دشه بسیار ملایم است و کسی را اذیت و آذار نمی کند. در فصل بعد مفصل توضیح داده ایم.
در گذشته (حدود ده یا بیست سال پیش)دامداران در بهار و تابستان دام های خود را به ارتفاعاتی همانند «هیلاو» و«ده ره تفی» می بردند،و در پاییز و زمستان به داخل روستا می بردند . در واقع آنان ییلاق و قشلاق می کردند.
روستا از نظر جغرافیایی روستایی توریسم است؛ زیرا بسیاری از مردم دنیا و سراسر ایران برای دیدن اماکن تاریخی روستا به این روستا می آیند.
در آخرین صفحه تعدادی عکس وجود دارد.
http://WWW.google.com//منبع
جاذبه های گردشگری
روستای دشه از نظر جاذبه های گردشگری بی نظیر است.انواع مکان های تاریخی ،گردشگری و بعضی از مقبره های اشخاص بزرگ اورامان در این روستا دیده می شود.دنبال کردن این بخش بسیار جالب است.
گردشگری
از مهم ترین جاذبه های گردشگری می توان به:هیلاو،هانه کوان،سیاسه ر،ده ره تفی وته په هول، اشاره کرد. البتّه جاذبه های گردشگری دیگری همانند:«قولطه هیلیانی»، «بانه فه قی»،«مام ته روه»،«هیوردی »،«سه رچال»،«هانه گر»،«قله ی به روژ»،«تله»، آبشار معروف دشه «وه زه نبن»،«سی سنیان»و...
«هیلاو» مکانی بسیار زیبا و همچنین تاریخی نیز است که جدیداً به دلیل رفتن جاده به آن جا باعث جذب گردشگران و توریست ها شده است.همچنین به دلیل وجود چشمه درحدود ده سال پیش بعضی از دامداران درفصل بهار تابستان به آن جا کوچ می کردند، و در آن جا به دلیل وجود چراگاهای وآب و هوای مناسب برای چرای دامهایشان دوفصل از سال رابه سر می بردند.خود «هیلاو» به دو بخش کوچک و بزرگ تقسیم می شود.که دامداران به بخش کوچک کوچ می کردند.
در «هیلاو» گیاهان طبیعی فراوانی همچون «گوله» ،«روسکه» ،«سه یران»،«به ره زا»،«غاز»،«بنا»، «کنگر»و... وجود دارد.هر گیاه دارای خصوصیات خاصّی است که از دیگر گیاهان متمایز می گردد. امّا گیاهان باید مورد بررسی شخص بسیار ماهری باشند؛زیرا هر گیاه، علف هرزی همانند خود دارد ودر خصوصیات بسیار کوچکی با هم متفاوت هستند.البتّه خوردن این علف های هرز بسیار خطرناک می باشد و موجب مسمومیّت فرد میشود.
از مکان های دیدنی دیگر روستا می توان به «ته په هول» اشاره کرد،که در رو به روی محل اسکان اهالی روستا، واقع شده است.وامّا از خصوصیات خوب ین مکان داشتن قارچ،پسته و بادام کوهی و زالزالک وهمچنین یک زمین فوتبال طبیعی دارد. «ته په هول» جنگل های انبوه فراوانی دارد.
وامّا از مکان های ممتاز این روستا می توان به قهوه خانه ی سنِتی «ها نی کوان» اشاره کرد.این مکان حاوی چشمه ای است که شاید در منطقه ی اورامانات یکه تاز باشد، این مکان هر ساله میزبان گردشگران و توریستان دنیا می باشد.
در حال حاضر پروژه ای مبنی براین است آب چشمه ی «هانی کوان» را برای شرب ساکنین شهرستان پاوه منتقل کنند،وجود داردکه تا حدودی افتتاح شده است.
از مکان های دیگر روستا می توان به« ده ره تفی» اشاره کرد . این مکان دارای چشمه ای بسیار زیبا است که به آخر روستا از طرف غرب منتهی می شود. «ده ره تفی» دارای گیاهان کوهی همچون «چغندر»،«سوره بنه» ،«ریواس»و... وجانوران وحشی همانند «خرس»،پلنگ»و...است.
دشه حاوی جاذبه های گردشگری فراوانی بوده که توضیح درباره ی همه ی آن ها مشکل وسخت می باشد ؛زیرا توصیف همه ی مکان های دیدنی بسیار فراوان است ودر مقاله ای کوچک گنجانده نمی شود. مکان تاریخی
قلعه ی «پاسگاه» درخاور(شرق) روستا می باشد که در بالای آن فرورفتگی سنگی شبیه به حوض وجود دارد، که از این آثار از بین رفته تنها قسمت حوضی باقی مانده است. در حدود قدیم مردمان ازچشمه «هیلاو» آب را به وسیله نای خشک بهم وصل شده وارد آن حوض می کردند از زیبای آن مکان تاریخی طبیعت سر سبز زیبا یی است که در فصل بهار باعث توریسم می شود.
چشمه «سرتاویران»چشمه ای است که روستا از آن برای آبیاری باغ ها وهمچنین آشامیدن استفاده می کنند . این چشمه از قدیم الدّهر وجود داشته، زمانی که شیخ فتاح در حوض آن وضو گرفته، به همین دلیل است که هم اکنون از آن به حوض شیخ فتاح یاد می شود. که در کنار آن مکان چنار هایی با قدمت چندی قرن از اماکن تاریخی محسوب می شوند.
اماکن زیارتی
دومکان زیارتی بسیار مهم در این روستا وجود دارد ، یکی مقبره ی سید شهاب الدّین طالشی و شیخ حبیب الله نقشبندی وجود دارد. مقبره ی سید شهاب الدّین در کنار مسجد عبدالله روستا قرار دارد.مقبره ی شیخ حبیب الله در کنار قبور روستا قرار دارد.
http:www.desheh.blogfa.comمنبع
صنایع دستی
دراین روستا صنایع دستی که درقدیم زنان روستا ریسندگی می کردند از پشم حیوانات ،«چوخه
«جاجیم»، «گلیم»،درست می کردند.وحال نیز با کم شدن دامداری این روستا صنایع دستی از بین رفته حالا در سال 1384 توسط جهاد سازندگی «گیوه»بافی تعداد زیادی از خانم ها روستا با این کار درآمد بدست می آورند.ونیز بسیاری ازخانم ها به خیاطی مشغول اند ...
امروزه بیشتر دختران خود با پولک برای خود لباس هایی زیبا دوخته وبرتن می کنند. این گونه لباس ها لباس هایی است که جز لباس های محلی می باشد. این دختران برای تزیین خانه از انواع وسایل ساده گل های زیبایی را درست می کنند ، که به خانه شکوه وجلال می بخشند.
در قدیم کسانی بوده اند که با استفاده از چوب شانه ،دوک، قاشق و...درست می کردند که امروزه غاری به نام «چه مچه* تا شان» وجود دارد که اکنون شغل درود گری ادامه راه آن هاست،و درود گرانی که امروز وجود دارند در و تخته می سازند.
این روستا صنایع دستی بسیار اندکی دارد که اغلب مردم به کار های دیگری روی آورده اند ودر آن
امرار معاش کرده اند.
منبع:بزرگان روستا
سنّت های محلی وآداب و رسوم
دراین روستا مردمان با سنت های قدیمی از جمله در اعیاد نوروز مردم از اولین شب بهار وقتی که هوا تاریک می شود بچه ها با روشن کردن آتش بر روی بام ها وصدای زیاد مراسم را جشن می گیرند ولبا س های جدید می پوشند و بازی های در قدیم بوده از جمله «هه ل مه قو »،«هه له ک مه لکه »و... می باشد مردمان این روستا دارای خصوصیات مهمان پذیری که هر وقت مسافری وارد روستا شود از از او پذیرایی می کنند.
درجشن های عروسی لباس های محلی خود را می پوشند و با دعوت عروس وداماد در آن عروسی شرکت می کردند امّا امروز رسمی به وجود آمده و مردم تالار عروسی در شهر نزدیک خود(پاوه) می روند.
همان طور که گفتیم بچه ها وبزر گتر در عید بازی می کردند بچه ها بازی های کودکانه مانند هه له که مه له که و بزگتر ها بازی همانند کیل و برد می کردند. این بازی نشان دهنده ی آداب و فرهنگ منطقه را بوسیله لباس اخلاق ورفتار و زبان را نشان می دهد و پوشش لباس های رنگی با حجاب در این روستا که مسلمان هستند در مراسم و جشن قربان ورمضان به مسجد می روند نماز می خواننداز کسانی که در روستا به همدیگر تبرک می گویند و از همدیگر حلالیّت می طلبند.
اگر فردی در روستا مریض باشد به عیادت او می رون واین گونه ابراز هم دردی می کنند. وهمچنین اگر کسی مشکل داشته باشد با کمک و همکاری مردم مشکلش را حل می کنند . همچنین با کمک مردم مسجد عبدالله راچند بار نوسازی کرده اند.
به هر حال مردمانی کاملاً متمدّن و با فرهنگ هستند . مردم روستا به درس خواندن علاقه ی زیادی دارند. بی شتر مردم روستا با سواد هستند . میزان سواد آن ها در سنین 10 الی 49 سال 95/97 درصد با سواد می باشند.
http:www.roostanews.irمنبع *چه مچه :قاشق
غذا ها و شیرینی های محلی
در این روستا شیرینی های بسیار خوش مزه ای که به وسیله زنان روستا درست می شوند و بستگی به سلیقه خود دارند از جمله «قاوت»،« کلوچه نانی»،«بژی»،« کیک»،« حلوا» و... می باشد،این شیرینی ها شاهکار های زنان قدیمی بوده اند.
غذا های روستای دشه بی نظیر هستند وزنان روستا پختن «نان محلی» ،«کی لانه» ،«نرمه فیس» ،«گی ته مژ گه»و...را دوست دارند. واز گیاهان محلی که در فصل بهار رویش در کوهستانهای منطقه رویش پیدا می کنند باعث پختن غذا هایی بسیار خوش مزه در روستاهای اورامانات شده از جمله خورش های کنکر ،ریواس ، ون ،قارچ،وآش های از جمله ،غاز ،سور ه به نه ،دوغه وا،دوغین،شله مین، دلمه ...وگیان که سرخ شدنی هستند شامل «گوله» ،«سیران» ،«روسکه» ،«گوزروان»،«گزنه» ،«به رزا» و... .
با وجود آ موزش هایی که توسط رسانه ها پخش می شوند زنان روستا می توانند هر گونه غذا یی را از هر گونه منطقه ای بپزند
منبع: بزرگان روستا
وضعیّت اقتصادی و کشاورزی
تعدادی اندک از اهالی دامدارهستند که اغلب آنان گاوداری می کنند وپرورش بز و گوسفند و... امروزه بسیار کم شده ؛زیرا سوپر مارکت ها انواع محصولات لبنی را به بازار ارائه می دهند. این محصولات شامل کره و شیر و ... .
و عده ای از مردم باغدار می باشند؛این افراد در جنوب روستا باغ هایی راپرورش می دهند ، این باغ ها محصولاتی همانند انار،گردو ، گوجه فرنگی و ...رادارند که در فصل خود به فروش می روند امّا متأسّفانه امروزه به دلیل به وجود آمدن قلّابی این محصولات فروش خوبی ندارند.
گروهی نیز در شغلهای دولتی شاغل وبقیه کارهای مناسب با فصل و زمان خاص را انجام می دهند مانند سقزچینی گردو شکنی توت فروشی پرورش مقطعی دام می باشد.
درآمد های اقتصادی روستا غالباً خوب می باشند،در واقع بعضی از مردم روستا های دیگر برای کسب درآمد به دشه روی آورده اند.در روستا درصد کمی از مردم به دلایل مختلف بیکار هستند ، امّا این مردم وضعیت مالی خوبی دارند.
گروهی از مردم نیز به جنوب رفته ودرآنجا به کارگری یا مهندسی مشغول می شوند،و از آن راه درآمد بسیاری را به دست می آورند.
http:www.desheh.blogfa.comمنبع
محیط زیست و جنگل داری
در دشه همان طور که در بخش های قبل آمده است جنگل های فراوان و سرسبزی دارد جنگل هایی همانند «ته په هول»،هیلاو»،«ده ره تفی»و... این جنگل اغلب شامل درختانی همچون بلوط،ون،زلزاک ،گلابی ،آلبالوی وحشی،بادام وحشی،... را دارد این درختان باعث جذابیت جنگل های روستا می شوندوموجب آب وهوای کاملاً سالم در محیط ودر محیط زیست مانع سیل و تخریب جنگلها می شوند.متأسّفانه درسال 1389به دلیل آتش سوزی های متعدّد این جنگل ها آسیب زیادی دیدند وبسیاری از جانداران همانند کبک،پرستو؛مار،مورچه و... در بین آتش سوختند.
مردم در جنگل به سقز چینی در درون جنگل ها می پردازند .در گذشته هر دو یاچهار سال بین مردم جنگل ها تقسیم می شدند ولی امروزه به دلیل خشک سالی وآتش سوزی بیش از هشت این کار اتفاق می افتد.
http:www.roostanews.irمنبع:
ایستادگی مردم در دوران دفاع مقدّس
روستا ها نقش مهمی در آن زمان داشتند که با صبر ایستادگی در مقابل دشمن ایستادگی کردند که در این روستا تعدادی زیادی شهید از جمله محمد ویس عزیزی ،شهید محمد رحیم دشت بومی ،شهید هواس مهردانش ،شهید لطف الله رحمان زاده،شهید اسکندر رضایی ،شهید فایق شکری و ... داشته است. یکی از فرماندهان دولت محمود قادری بوده که در سال1388 وفات نمودند.
بعضی از زنان روستا برای نیروهای سپاه که در روستا مستقر بودند برای رزمندگان نان محلی و غذا می پختند،وبعضی ازمردها هم به وسیله ی چارپایان اجساد شهدا را به درون روستا می آوردند. و تعدادی مردم روستا جانباز نیز بودند.
http:www.roostanews.irمنبع
خواهر و برادر مسلمان باید عفاف و حجاب خود را طوری انتخاب کنید که خداوند از شما راضی باشد.پوشش دختران زیبایی خاصی دارد وآرامش تمام و کمال به او میبخشد .
ای زنان ودختران و ای مردان وپسران خداوند در قر آن کریم فرموده ما زنان و مردان زیبایی چون یوسف و دختر زیبا و پاکدامنی چون مریم را مثال آوردیم تا برای شما عبرت باشد مژده به آنهابهشت است پس ای زن وای مرد عفاف و حجاب جزء رسیدن به خداست وهرگز در این کار سستی مکن .
عفاف و حجاب هردو در همه ادیان الهی بوده ونتایج این دو را در زندگی خود می بینیم زنان ودختران با حجاب هر گز در دام انسانها یا مردان درنده نمی افتند و آبرویشان همیشه نزد پروردگارشان محفوظ است.هر چه به این دو نزدیکتر می شویم ایمان قلبیمان افزوده تر می شود و در زندگی موفق تر می شویم.راستی انسان که اشرف مخلوقات است و از عقل و خرد بسیاری برخوردار است پس چرا رو به کلام زیبایش (قرآن) که این همه پند را در مورد گذشته وحال بیان کرده،روی نمی آورد.
عفاف وحجاب باید هر دو در کنار هم باشند تا بتوان لذت زندگی را دانست همیشه زنان ودخترانی بوده اند با حجاب وعفاف خود به موفقیت ها رسیده اند و از نظر روحی و فکری سالم هستند.اخلاق برخورد بادیگران،خانواده و جامعه همه و همه نیازمند عفاف و حجاب است.مسئولیت زنان در جامعه امروزی خیلی سنگین تر از گذشته است.با عصر تکنولوژی همه زنان ودختران باید مواظب خود باشند که در دام شیاطین نیفتند و باحجاب کامل در این دنیایی که با انواع امکانات از خود محافظت کرد.مواظبت از خود فقط با حجاب بودن نیست بلکه حجاب وقتی کامل میشود که عفاف را همراه خود داشته باشد.
زنان از نظر اسلام خیلی مهم اند و باید قدر خود را بدانند که خداوند به آنها اهمیت داده است.مردها موظف به نفقه آنها می باشند و آنها در خانه مسئولیت تربیت فرزندان را بر عهده دارند این کار معلم نمونه ای (مادر)در خانه می باش.در دامن چنین زن هایی،مردها و زنهای مهمی پا به عرصه های مختلف گذاشته اند.
حجاب همچون تاجی است که انسان را از خطرات نگه داشته و صفت عریان بودن و حیوانی را از انسان جدا میکند.زنان با حجاب خود چه انسانانی را به جامعه هدیه نموده اند.زن با حجاب و عفاف خود،خود را از کالای تبلیغاتی در جامعه بودن بر حذر دارند.پدیده ی بی حجابی و بد حجابی در جامعه وجود دارد.عفاف و حجاب سپری است که از انسان محافظت می کند هم چون خانه ای که در برابر باران و تگرگ و الودگی گرد و خاک،حجاب هم بدین صورت می تواند از نگاه انسانان مریض جلو گیری کند.